اصولا"
برای ما قابل درک نیست که یک مسئول چرا باید از این که مورد نقد وانتقاد
قرار بگیرد واهمه داشته باشد اگر نگرانی از تخریب را توجیه این برداشت
بدانیم سخت دراشتباهیم چرا که در بی خبری و ابهام ، زمینه برای رشد شایعات و
تهمت ها وافترا ها فراهم می شود و افراد مریض وغیر منطقی هم درچنین محیطی
بیشتر به امیال خود دست پیدا می کنند.
به هرحال چهارسال دوره تصدی امورایثارگران توسط مهندس"مسعود زریبافان"درحالی سپری شد که فضایی از سوء تفاهم و سوء برداشت میان رئیس محترم بنیاد شهید وامورایثارگران وبه تبع آن میان ایشان واقعا " بخشی ازمخدومانشان سایه افکند.
فضایی که علیرغم برداشت آقای زریبافان، بعضا" موجبات فرصت سوزی هایی را فراهم کرد و باعث شکاف ونقار بین دوطرف گردید.
به هرحال فرصتی را که آقای مهندس زریبافان - اگرچه دیر - دراختیارمان قرارداد غنیمت شمردیم و عزم جزم کردیم حرف های ایشان را درباره مسائل مختلف بشنویم و اگرشده برای ثبت درتاریخ آن را برای انتشار آماده کنیم. البته این اولین بار نیست و اواخر دوره مسئولیت دکتر"حسین دهقان"، رئیس سابق بنیاد شهید نیز از طرف یکی از روزنامه های کثیرالانتشار مصاحبه ای با ایشان انجام دادیم که درآرشیو موجود است.
حدود ساعت 20 روز شنبه با برادرعزیز جانبازم سردار"مهدی شکوری"که به خاطر آشنایی و تسلطش به قوانین و مسائل حوزه ایثارگری نام آشنای اکثرایثارگران است ، به طرف ساختمان مرکزی بنیاد شهید درخیابان طالقانی حرکت کردیم. به محض ورود به محوطه ساختمان ، چون می دانستیم مصاحبه تا پاسی از شب طول خواهد کشید ودقایقی هم از اذان مغرب گذشته بود، درکنار مهدی شکوری که به پیشبازماه مبارک رمضان رفته بود ، نماز مغرب وعشا را بجا آوردیم.بعد حدود ساعت 21/30سوار آسانسور شدیم وطبقه یازدهم پیاده شدیم . سوت وکوربود .چراغ اتاق منشی خاموش و دردفتر ریاست بنیاد هم طاقباز بود. دراتاق را بازترکردیم ووارد شددیم. مهندس زریبافان به تنهایی پشت میزی مملو از پوشه ها وپرونده ها و دفترودستک نشسته بود و داشت امضا می زد!
بعد از سلام وروبوسی واحوال پرسی ، مهندس فرصت نداد که آداب شروع گفت وگو یا مصاحبه را بجا بیاوریم وسر درد دلش باز شد و تخت گاز تا نزدیک ساعت دوی نیمه شب طول کشید. می گفت از بعد نماز صبح سرکارش بوده و تا همان اواخر مصاحبه انصافا" سرحال و با انرژی بود ولی وقتی به پایان این مباحثه طولانی رسیدیم گویی پلک هایش چسبندگی پیدا کرده باشند ،خستگی وخواب حسابی سنگینشان کرده بود. گفت وگو نیمه کاره ماند وقرار شد درفرصتی دیگر سووالات بسیاری که یادداشت کرده بودیم ولی فرصت نشد مطرح شود با ایشان درمیان بگذاریم. به هرحال ساعت دوی نصف شب با هم دراتاق ریاست بنیاد را قفل کردیم وپائین آمدیم. مهندس پراید خودش را سوار شد و ما هم خودرو های خودمان را واز بنیاد زدیم بیرون.
فقط فرصت پیدا کردم که بگویم دوستمان روزه بوده تا فکری برای افطارش بکند. زنگ زد آش رشته ای که شاید سهم خودش و ازخانه آورده بود را درسه پیاله کوچک به همراه نان وپنیر وگردو وخرما وسبزی آوردند. ما می خوردیم واو تند حرف می زد . بله مهندس معمولا"تند (سریع)حرف می زند و به همین خاطر همکاران ما برای پیاده کردن این مصاحبه به مشکل خورده بودند.
طبق معمول مهندس ازدست ما رسانه ای ها شکار بود. برای همین هم برای شروع ، به محض رسیدن ما را با انتقاد تندش نواخت:
رسانه یعنی فقط تخریب؟ رسانه یعنی کشف موضوع، یعنی روشن کردن موضوع. یعنی اتفاقات دیروز (اشاره به تجمع گروهی از آزادگان وجانبازان مقابل بنیاد)رو شما نمی تونستید برید به قانون بودجه مراجعه کنید بگید طبق قانون بنیاد درست میگه یا دروغ، نمی تونستین؟ فقط خبر رو از رو دست این و اون می زنید.
فاش: ما نمی تونیم نزنیم آقای مهندس. خبری که اتفاق افتاده ما اگر نزنیم دیگران می زنند.
زریبافان: بزنید ولی با تحلیل بگید بررسی کردیم که .....ببخشید اینجا چرا آقای مجتهد زبانش بند میاد؟ مگر مجتهد مجتهد قانون نیست. نمیتونه بره بگه زریبافان دروغ میگه یا راست میگه . چرا اونجا که میخواد من رو خراب کنه هی قانون به رخ این و آن می کشه.اما اونجا که می خواد روشن کنه قضیه رو بالاخره زریبافان درست میگه یا غلط یا من درست میگم یا غلط میگم. ببخشید آقای مجتهد میتونه بگه من رفتم قانون رو بررسی کردم زریبافان دروغ میگه، سهامی در کار نیست یا بگه زریبافان راست میگه سهامی درکار هست یا بگه درست میگه غیر از سهام چیز دیگه ای نیست.نمیتونه بگه؟ چرا اینجا رسالت نداره. برای اینکه زریبافان رو خراب کنه حرف میزنه. ببین ما تو دینمون داریم من احساس میکنم حقی ازیک مومن داره ضایع میشه تکلیف دارم اظهار نظر کنم. تکلیف دارم.یک موقع است نه من احساس درک مسئولیت ندارم ما همه مسئولیم دیگه اگر این احساس یک نهادی حقش ضایع میشه میاییم میگیم آقا یک موقع است اطلاع نداریم,ادعا نداریم,هیچ ادعایی نداریم، هیچ اطلاعی هم نداریم اما آنقدر مدعی هستیم که ما دایرالمعارف قانونیم و وظیفه داریم که بیایم بگیم. شما ببیند واقعا" زریبافان همش عیب بوده یا زریبافان صدتا عیب بوده دوتا حسن بوده. که شما از صد تا عیبش دوتا حسن نگه میدارید.
فاش: آقای مهندس! رسانه باید مدیریت بشه ما باید مدیریت کنیم اخباررو. اونهایی رو که ما منتشر کردیم شما فقط می بینید.
زریبافان: نه شما فقط دنبال مخاطب پیدا کردنید یا می خواین روشن گری کنید؟ شما فقط منفی ها را می بینید ومنتشر می کنید. هرچه علیه من است می زنید.
فاش: اگر دنبال مخاطب هم هستیم نمی خواهیم مخاطب بره اون جاهایی که در واقع اونها ریشه رو می زنند. ما باید مدیریت کنیم . ما برای شما کپی کردیم فرستادیم اونجا هایی که شما کارهای خوبی انجام داده اید ما درسایت برجسته کرده ایم.
زریبافان: خوب قبول دارم به همون نسبت بوده ؟
فاش: به همون نسبت نبوده؟!
زریبافان: نبوده دیگه.
فاش: بالاخره شما روابط عمومی دارید و اینها وظیفه ی روابط عمومی شماست .
زریبافان: کار نداریم. ماهم ضعیفیم، اشکال کارمون اینه که سرمون را انداختیم پائین فقط کار می کنیم. اما من می خوام بگم رسانه خودش یک تکلیفی داره . من می خوام بگم آدم هایی که مدعی هستند تاکید کنند دیگه.
زریبافان: ببین اومدن گفتن که چون غیر از مجتهد کی نبود دیگه . اومد گفت زریبافان تو مجمع با لایحه مخالفت کرد اما نگفت چرا مخالفت کرد . خود همین آقای مجتهد نامه نوشت به آقای هاشمی رفسنجانی که تصویب این لایحه خیانت به جامعه ی ایثارگری . حرف ما این بود که من رفتم با آقای لاریجانی صحبت کردم گفتم آقای لاریجانی این لایحه را قبول داره ایراد داره گفت آره قبول دارم گفتم پیشنهاد شما چیه من پیشنهادم این بود بشینیم مجلس بیایم که از اول شروع کنیم گفتن نه معتل می شیم بشینیم مجلس و دولت ومجمع همین را اصلاح و برطرف کنند تصویبش کنند. گفتند موافقیم ما آماده ایم توافق کردیم باآقای لاریجانی بعد از توافق با آقای لاریجانی یک جلسه گذاشتیم تومجلس یه تفاهم کلی کردیم این یک کارفرهنگی بود. اون آقا کیه که نماینده ی تبریزهم هست جانباز70% ایشون هم بود یکی دوتا از دوستای مجلس هم بودن توافق کردیم که بالاخره بریم بندهای اختلافی و این بند که مشکل داره می فهمیم ماده ی39 که میگن این حقوق روقطع کنیم . گفتیم بریم بشینیم اونها را اصلاح کنیم و بعد هم به عنوان مصوب مجلس توافق کردیم . قرار شد جلسه ی بعد مان با مجمع باشه یعنی ما و مجمع و مجلس نمایندگانمون بشینن با هم حرف بزنند خوب من رفتم جلسه، مسعود واعضی از طرف مجمع و آقای فرهنگی و همان جانباز 70 درصد که خیلی آدم خوبی هم هست و مظلومی هست و نشستند بحث کردند. دقیقا دو الی سه ساعت طول کشید آقای واعضی بحث حقوقی کرد گفت حرفتون خوبه اگه بتونید این کار رو بکنید. اما قانونا نمی تونید بکنید. یعنی قانونا نمی تونه قانون اصلاح بکنه بعد تصویب بکنه. بحث حقوقی کرد. گفتیم با این حال همین رو تو مجمع بگیم ببینیم چی می شه. باید دفاع کنیم ازاین تز؛ باز همین حرف رو تو کمسیون اجتماعی مجمع زدیم این ها همه ربط داره دیگه این نیست که بخواهیم کتمان کنیم . گفتم حالا بیاییم پیشنهادمون اینکه این رو قبل از تصویب اصلاح و بعد تصویب کنیم . دوباره تو کمسیون اجتماعی بحث شد گفتند نمی شه و می شه و نمی شه و بالا خره همین گزارش رو اومدم تو مجمع دادم ما به دو دلیل مخالفیم؛ یکی این که بار مالی اش تامین نشه فقط نارضایتی ایجاد می کنه و دولت هم با این کیسه ی خالی که داره از پس عهده اش برنمی آید. باید اصلاحاتش را انجام بدهیم و بعد ابلاغ بکنیم . مجمع گفت پیشنهاد دومت قابل قبول نیست. نمی تونیم این کار رو بکنیم . همون حرف آقای مسعود واعضی را زد بحث دوم هم که بار مالی داره مجمع گفت تصویب می کنیم . بار مالی چه قدر داره گفتند شش هزارتا بعضی از دوستان حرف بی منطق زدند گفتند شش هزار میلیارد چقدره مگه کل بودجه ی عمرانی سال گذشته ما هشت هزار میلیارد تومان بوده ، کل بودجه ی عمرانی کشوربوده
فاش: حالا اینهاجمع شده و آقای مهندس! قوز بالا قوز نمی شه؟
زریبافان : نه. این قانون هر موقع تصویب بشه بار مالی داره .
فاش: چه بخشی از اون قدیمی هست آقای مهندس؟
زریبافان: هیچیش به قدیم بر نمی گرده .
فاش: اگر برگرده چطوری نگاه کنیم ، بریم سراغ موادش که قدیمی است؟
زریبافان: قبول داریم یک بخشی از مواد اون عین مواد قدیمی فقط گرم کرده و یک بخشی اصلاح کرده ، یک بخشی قوانین قبلی بهتر از این بوده مثل درمان . گفتیم شما که این رو تصویب می کنید اینها رو که بعدا" دولت پیشنهاد داده مجلس تصویب کرده چی میشه اینها تباه میشه. خیلی خوب درستش می کنیم هرچی مجلس تصویب کرده به قوت خودش باشه، پیشنهاد خود من بود و گرنه بقیه نمی دونستند که گفتیم آقا یک سری مصوب و بند هایی داریم مثل مسکن، درمان، آموزش اینها قوانین خوبی که بهتراز لایحه است که تصویب کردن گفتن اونها به قوت خودش باقیه. حتی ما گفتیم این رو همین طور تصویب کنید. ما می دونستیم که اگر مجلس دست ببره امکان داره مشکل ایجاد بشه، اختلاف ایجاد بشه. تو امانت داری خیلی سخته دیگه شما می خوای جمله رو اصلاح کنی یک جوری که همون رو بیاری اینجا خیلی سخته کار، کارشناسی این هم بود که مجلس خیلی معطل شد تا توانست اصلاح کنه. گفتیم خودمون رو به دردسر نیانداختیم. من هم می دونید نگران چی بودم؟ می دونستم مجلس درگیر جای اون میشه3 ماه میگذره، سال مالی هم میگذره . درمجلس همین طور شد دیگه. ما گفتیم آقا این آقای رضایی شاهده من دوتا جلسه با آقای رضایی داشتم . گفتم آقاجون بیایید این یک مورد رو تحقیق کنید. یک تبصره بزنید . بند فلان، فلان، فلان که مصوبه ی مجلسه بهتره. اونها قابلییت اجرایی داره که این توی آبان ماه ، آذر ماه بیاد. دولت ، دولت بیاد بودجه اش رو پیش بینی کنه . معدنی گفت نه من می خواهم اصلاح کنه . آنقدر معطل کرد . موقعی تصویب کرد که سلیمانی پیشنهاد بودجه گذشته بود و دولت در بودجه ش نکشیده بود. اینها تقصیر منه؟ نظرات خوب من رو هیچ کس ندید، هیچ کس نشنید؟ فقط شنیدید که زریبافان گفته مخالفت می کنیم. من تو هر جلسه ای رفتم گفتند آقا تنها مخالف جلسه آقای خجسته رسما تو مجلس میگه تنها مخالف لایحه زریبافان بوده . اینجوری نبوده خیلی های دیگر هم این حرفو زدند. آقای لاریجانی رئیس قوه ی قضاییه عین حرفای من رو زدف دو بار زد خدا شاهده . فقط من مخالف بودم؟ رای گیری کرد رای نیاورد. مخالفت من به این دلایل بوده نه این که با اصل قضیه مخالف باشم. مگه من چکاره ام که با اصل قضیه مخالف باشم. فاش: آقای مهندس توی لایحه ما یک سری موارد داریم که از قبل بوده ولی شما اجرا نکردید.
زریبافان:مثلا"؟
فاش: شما هم بنیاد رو دارید تو مدیریتتون هم بنیاد جانبازان. قبل از شما بنیاد جانبازان و بنیاد شهید حالا اواخر دولت اول آقای خاتمی ادغام شد . منتها اگر شما برگردید به همین قوانین بنیاد شهید، این بنیاد شهید چه کرد؟ گفت الان چرا حقوق شهدا رو از همون اول که شهید می شدند با اشل نیروهای مسلح پرداخت کرد .
زریبافان: اونا مشکل داره الان مشکلات ماله چیه؟
فاش: نکته همینه ولی مطالبات احکام شهدا مربوط به پایین تر از جانبازانتون هست.
زریبافان: نه بالاست .
فاش: در مقایسه با جانبازان
زریبافان: از این تقریبا پنج هزارتایی که ما ادعا داریم سه هزارو چهارصدوپنجاه شصت تا شو تایید کردند، بقیه اش را دارند بررسی می کنند. هزارو مثلا چهل پنجاه تاشون مال آزادگانه. خانواده ی شهدا بیشترند هم حقوقشون هم بازنشستگی هاشون.
فاش: برای اینکه برای جانبازان باب بازنشستگی را باز نکردید، بین قانون جانبازان برای حالت اشتغال و شهدا فرقی هست ؟
زریبافان:اصلا" ببین قانون حالت اشتغال مال چه سالیه؟سال 72 . یعنی کسی که باید حالت اشتغال می شده اولین سال 72 پس تازه باید در بیان.
فاش: نکته همینه. نکته اینه که شما مواجه هستید با بنیاد شهید و بنیاد جانبازان ، بنیاد شهید احکام شهدا را طبق اون چیزی که در قانون بود را انجام داد. وقتی به بنیاد جانبازان رسید بنیاد جانبازان ساز مخالف زد. من الان نامه اش را آورده ام. یک مصاحبه ی کیهان گرفت با آقای دکتردهقان اون جایی که تو کیهان مصاحبه شد اوایل آقای دهقان . آقای دهقان ببخشید باید به من پول می دادند اجرا نکردند من قانون و قبول دارم مشکل مالی دارم بعد اومد آقای دهقان وقتی مدیریت اش حاکم شد باز اومد تیمی که براش غلبه کردند تیم بنیاد جانبازان بودند. یعنی شما دو مدل آدم تو مجموعه ات داری. الان هم داری. من حالا ضبط روشنه، بعد می تونم اسناد هم نشون بدم. خودتون می دونید یک مدل آدم هایی که دربنیاد شهید بودند یک جور قوانین قانون حالت اشتغال را خونده اند . برای سپاه و ارتش رو توی مجلس هم یک مجلس زمان آقای کروبی که حتی بعضی خانواده های شهدا هم سروصدا کردند رفتند داخل. معروف شدند جلسه ی کبابی . بخاطر اینکه اون روز نماینده ها کباب خورده بودند.ما هم در اون جلسه بودیم، آقای شریعتی و آقای ابویی اومدن سوگند خوردند که به خدا ارتش و سپاه هر حکمی صادر کنند به جز مصادیق اختلافی درونی یک حکم ، هر حکمی را صادر کنند ما اجرا می کنیم . همین حکم در بنیاد جانبازان هم بود. الان دارم نامه ی کاشانی رو . حالا بعد ما تو پرداخت عملیاتی کردن تو سال های مختلف به مشکل بر خوردیم شد مطالبات. تو همه ی سیستم دولت هم هست، تو همه ی دستگاه ها اون ردیف دیوان مطالبات همیشه مکتوب تو حوضه ی جانبازان هست. متاسفانه دوستان شما اساسا" منکر پرداخت حقوق جانبازان با اشل سپاه و بسیج شدند.
زریبافان: نه، داریم میدیم. چه کسی میتونه منکر بشه؟
فاش : الان تا این آخری که آقای میر مرادی اومده که با سپاه توافق کرده .
فاش: بالاخره مدیریت شماست.
زریبافان: نه مدیریت شخص من نیست. مجموعه ی بنیاده . نیرو های مسلحه. نشستیم بحث کردیم گفتیم موارد اختلافیش چیه؟ یکی یکی وارد بحث کردیم. یکی از بزرگترین کارهایی که ما کردیم همینه که مشکلمون رو با نیروهای مسلح حل کردیم. قبلا" همش دعوا بوده.
فاش: قبلا" احکام را سپاه صادر می کرد. همکاران بنیاد جانبازان شما با گونی برگردوندند احکام سپاه را.
زریبافان: خوب اشکال داشته دیگه، اینها اشکال می گرفتند . مثلا" سال 90 و 91 دولت گفت افزایش حقوق 7درصد، بیشتر که نبود. اما نیرو های مسلح برداشتند برای خودشون 35درصد و45درصد افزایش دادند. پدرتون خوش مادرتون خوش از کجا بیارم بدم . بعد ما چکار کردیم؟ دیدیم که ما نداریم ، گفتیم فوقش اثبات میشه حرف اونها درسته دیگه. افتاد تو دعوا بین ما و نیرو های مسلح . قرار شد بشینیم حل کنیم . ما به بچه ها گفتیم شما اونی که دولت داده را عمل کنید بعد اعمال بکنیم. اگر معلوم شد طبق قانون من و بنیاد و معاونت برنامه ریزی، حتی معاونت نیروی انسانی بعد چهار تا بشینیم حل کنیم .
فاش: نکته اینه که اساسا" همکاران شما در حوضه ی بنیاد جانبازان به این معتقد نبودند که احکام نیروهای مسلح قابل اجراست.
زریبافان: من که قبول نداشتم. من که نمی خوام برگردم عقب. من می گفتم هرچی قانون میگه . قانون میگه نیروهای مسلح. فوق این که دولت میگه بودجه ندارم.
فاش: درواقع شما می گید که از زمانی که مدیریت شما بوده حالا اعتقاد به بدنه پیدا کنه، عملیاتش رو کاری ندارم یعنی من به عنوان آقای زریباف معتقد بودم باید بچه های بسیج هم مثل شهدا ی بسیج احکامشان را نیروهای مسلح صادر کنه و من پرداخت کنم. حالا وسع پرداختم چقدر باشه اون امری جداست .
زریبافان: درباره شهدا هم همین مشکل رو داریم. همسر شهید میگه من چه گناهی کردم شوهرم بسیجی بوده ، یا شوهرم سرباز بوده. خانم سپاهی دومیلیون تومن حقوق می گیره و من هشتصد تومن می گیرم. حرفش درسته. خوب من چه گناهی کردم که به من بودجه براساس همان احکام میدن یا احکام رو اونجور می زنن؟ من شخصا" قبول دارم . کاری به رئیس بنیاد بودن ندارم، اون هم به عنوان یک فرد. میگه بچه بودم رفتم جبهه داداشم سپاهی بود، دو تا داداش یکی بسیجی و یکی سپاهی. حقوق خانم شما هشتصد تومن حقوق اون یکیشون یک وهشتصده یعنی این بی عدالتی نیست؟ من میگم بی عدالتیه اما دست من نیست تا اصلاحش کنم.
فاش:تو سپاه و ارتش بین حقوق کادر ثابت و بسیجی اختلاف هست؟
زریبافان: بله.
فاش: آیتم هایکسان نیست؟
زریبافان: نه، نه، ببین همین الان چقدراز این پیامک ها زدن یا خوبه بدونید این دل زریبافان چی باشه که اینها رو بشنوه وبعد هم قرص نشسته باشه و فقط تلاش بکنه. به زریبافان : "لعنت خدا به شما و پدرانتان . که زالو صفتانه خون ما را می مکید . لعنت خدا به شما که پول تو جیب بچه هایتان اندازه ی کل حقوق یک ماه ماست."
فاش:با چه منطقی این پیامک را داده؟
زریبافان: حالا هرچی: "ومن وفرزندانم در اوج سختی زندگی کنیم . همسر یک جانباز بالای 70درصد طبق قانون خودتون شهیده . به زریبافان به این وقت عزیز اذان به پهلوی شکسته ی حضرت زهرا(س) و خدا نسل شما و نسل دیگر مسئولین که به ما ظلم می کنند نابودکند و داغ جگرگوشه هایتان را به دلتان بگذارد، چرا حقوق زن یک شهید سپاهی بالای دو میلیون باشه و حقوق همسریک جانباز سرباز شهید که بچه های شهید را داره نگهداری می کنه به یک سوم آن هم نمی رسد وبا سختی گذاران زندگی می کند. خدا عذابشون را زیاد بکنه به حق امام حسین (ع) ".
من اعتقاد دارم بارها گفتم بریم دنبال یک چیزی که اینها را درست کنیم .
فاش: پس آقای زریبافان شما می گید تا تو اشل سپاه که اومده یک سپاهی کادر رو با یک بسیجی تفاوت قائل شده این خلافه ، خلاف نه بی انصافیه و این اوج بی عدالتیه که دو شهید رو اینجوری درنظر دارند، اونی که من می دونستم این بود که تو سپاه. ارتش رو نمیگم .
زریبافان: اینجاست که من میگم وقتی این مصیبت ها رو دارم اگر کسی دو تا حقوق می گیره یا سه تا حقوق می گیره ، نباید بگیره . اینجاست که من مقایسه می کنم .
فاش: نه، آخه چه ربطی به اون قضیه داره آقای مهندس؟
زریبافان: من میگم بالاخره این بودجه رو به من دادن من بیام عادلانه عمل کنم . کسی دوتا حقوق نگیره سه تا حقوق نگیره . فاش: دوتا حقوق اگر هم میگیره طبق قانون میگیره .
زربافان: این قانون رو دستگاه نظارتی قانون تعیین تکلیف می کند و قانون آقای دهقان بنده خدا رو محکوم می کنند. و داره هی کسر حقوق می کند ازش؛ درباره من هم همینطور. میگه تو چرا حقوق دوم رو قطع نمی کنی. این دیوان هست دیگه، هم دیوان محاسبات هم دیوان عدالت اداری وحدت رویه دارن شما میدونی که برای دیوان عدالت از مصوبه مجلس بالاتره.
فاش:دیوان محاسبات داریم دیوان عدالت نداریم. دیوان عدالت به شما نامه زد؟ نامه ی آقای دهقان؟
زریبافان: نه. محکوم کرده دیوان عدالت، رای به وحدت رویه داده.
فاش نیوز:بعد رئیس دیوان نامه داده، آقای دهقان پاراف کرد به آقای انصاری.
زریبافان: یک نامه فقط رئیس دیوان داده که گفته بود میشه. نامه با حکم دیوان فرق میکنه. شما خودتون حقوقی هستید . بین نامه دیوان حقوقی یک شخصیت حقوقی داره رای دادگاه بالاتره. وحدت رویه بالاتراز همه ی اینهاست . الان وحدت رویه داده گفته شما باید رفع کنید. همین کارو دیوان محاسبات کرد. ما رو دو سه بار محکوم کرد، زمان دهقان و اوایل کار من. ما رفتیم گفتیم بابا ما چکار کنیم. بعد هم رفتن قطعیش کردن. همه ی اینها جلوتر ازمنه اونیه که داره چک امضا میکنه، آخرسر ذیحسابه من که نیستم. ذیحساب میگه من نمی تونم امضا کنم . به من نوشته خلافه. الان همین دو حقوقه ها رو که میگن قطع بکنید الان سفت ایستاده چرا قطع نمی کنی. من الکی امروز وفردا می کنم .
حالا اگر این همسر شهید منو نفرین می کنه درست هم می گه . من بی چاره به این حق میدم.
فاش:شما میگید من مخاطب نفرین نیستم چون من اشل و اعتبار رو نبستم.
زریبافان: نه نه. اگه یک روز از اداره ام برم بیرون تو خیابون اگر اشتباهی یک خلاف رانندگی کنم طرف شیشیه اش را بده پا یین بگه خدا لعنتت کنه، شب خوابم نمی بره . خدا شاهده خوابم نمی بره که این لعنت کرد به من وپدرم. اما اینجا میگم خدایا با تو معامله کردم . هرچی دلشون خواست توهین کردن میگم با تو معامله کردم. من الان بعضی از اونها رو دارم. تو دولت به یکی از همکاران نشون دادم . گفتم هرکی می میره دعای جوشن کبیر و چی و چی و چیزای متبرکشو بگیره بزاره تو کفنش. من میگم اینها رو بزارن تو کفن من برای این که اینها فردا اون دنیا سر پل صراط هرکی این فحش و تهمت روبه من زد اینها همه مکتوبه دیگه، اونجا یقه شو می گیرم. اما اینجوری ناراحت نمیشم عین کوه می ایستم باز هم میروم دنبال کارش.
ما مثلا چهل هزارتا آزاده داریم ما هرکی رو فکر می کردیم آدم موثریه توجیه کردیم . اون خودش که توجیه می شه میره به بقیه که نمیگه که آزاده ی ما حرف یک آدم که از خودشه و نمیتونه چه قدر حسن نیت داره نسبت به اونها ترجیح میده میگن . آقا ، آقای خجسته آقای جعفرزاده ، آقای جعفرزاده میگه من نکردم البته من به اطلاعات دادم بررسی کنن ببینم کی زده پیامک ها را، کی زده . چون اونها میدونن من شکایت کردم. آقا این پیامک ها رو زده کی اینها رو داره تحریک می کنه. من که آروم نمی شینم . بابا این قانونه قانون میگه مطالبات سهام باشه . زریبافان نمیگه. من که از خدا میخوام پول بدم. مگه اون ششصد تا رو که پول دادند من با افتخار خرجش نکردم؟ فوری توزیع کردم تا 8/12 تصویب شد .
من دیدم اگر تو این ایام تعطیلات نوروز نباشم این سوخت میشه. ببینید این برنامه ریزی داره دیگه . تصمیم گیری کنیم تقسیم اش کنیم ، حساب باز کنیم ، کار اجرایی داریم . ششصد میلیاردو اینجوری فوت نمی کنی که بره تو حساب ها . من تمام ایام عید رو تو دفترم اعتکاف کردم . خدایی همه زن و بچه مو فرستادم پنج روز مشهد. این شد اسلام!؟ گشتیم یک فامیل پیدا کردیم گفتیم این بچه های ما رو ببره. پانزده روز اعتکاف کردم. برای چی برای اینکه پول سریع بره تو حسابشون. بلافاصله اولین روز بعد از تعطیلات همه پول تو حساب همه بود. از خدا می خواستم الان هم از خدا می خوام پول بدن سرمو بلند کنم توزیع کنم.
آزاده میگه زریبافان دوهزاروپانصد میلیون تومن پول گرفتی و نمیخوای به ما پول بدی و بجاش میخوای سهام بدی. من مگه مجنونم، دیوانه ام پول بگیرم بزارم تو حساب بعد خودم هم می دونم یک ماه دیگر بیشتر نیستم . بعد نفر بعدی بیاد توزیع کنه. آخه هر آدم عاقل این کار رو می کنه. شما باشی این کا رو می کنی. اینقدر آدم ایثار می کنه این پولو نگه داره نفر بعدی توزیع کنه . کی این کار رو می کنه مگه من دیوانه ام این کار رو کنم .
فاش : این خوبه که شما اطلاع دارید از اینها. ما تازه تا این حد شو هم سانسور می کنیم. می گیم که آقا این نباید به خودش اجازه بده به یک انسان لعنت بفرسته ولی شما یکی که مطلع اید وقتی اطلاع پیدا کردید، حتی اگر با لحن بد اون وقت تربیت بچه ؛ بچه رو یه موقع می ترسونی میره زیرزیرکی عمل میکنه، ولی وقتی هیچی بهش نگی بدونی داره چکار میکنه حتی داره خلاف می کنه....
زریبافان: مگه زریبافان بلد نیست مثل بقیه مسئولین خط موبایل عوض کنه؟ چرا عوض نمی کنه؟ زریبافان از اول تا آخر دولت خطش رو عوض نکرده. کدوم مسئول این کار رو کرده؟
میلیون ها نفر شماره من رو دارن یعنی حداقل چند میلیون دارن، ایثارگر ها غیر ایثارگر. من مگه کاری داره عوض کنم . عوض کنم اصلا" خیالم راحته . اما بهتره برای اینکه می خوام حساسیتم به مسائل کم نشه . بزار خبر رسانی کنند. فحشم میده ولی خبردار میشم که اونهایی که فحش میدن سابقه شونو گرفتم که ببینم مشکلش چیه . پرونده خدماتشو گرفتم که ببینم مشکلش چیه
فاش: در واقع این جانباز شما داره با اشل بنیاد حقوق میگیره ،جانبازی که شهید میشه اگر کادر نیروهای مسلح نباشه بنیاد خودش حقوقشو میده؟
زریبافان:بله اگر نباشه اینها معمولا" سپاهی و بسیجی بودن دیگه .
فاش نیوز: نه، بسیجی ها رو بنیاد با اشل سپاه نمیده.
زریبافان: ما مشکلمون با نیروهای مسلح همینه دیگه ، یک بام و دوهوا بدترین چیزه . اختیار با یک نفر باشه پاسخ گویی با یک نفر دیگه باشه مگه میشه یک همچین چیزی ؟ اختیار میزان حقوق با نیروهای مسلحه اما پاسخ گوییش با من . یکی کنید هرکی تعیین حقوق می کنه خودش هم پرداخت کنه، خودش هم پاسخگو باشه . چون وقتی که نیروهای مسلح خودش نمی خواد پرداخت کنه حساسیت هم نداره، تو فروردین صادر میکنه . نشد اول برای کادرها شو صادر می کنه بعد بازنشستگی، هر وقت وقت کرد برای شهدا را صادر می کنه. همیشه بنیاد با نیروهای مسلح اینجوری بوده دیگه . طرف درجه می گرفت مثلا" آقای فلان به درجه ی فلان نائل شد، درجه رشد کرد، ترقی کرد از کی اعمال کنید از پانزده ماه قبل. خوب از پانزده ماه قبل می زدید . همیشه مشکل داشتیم. ما اومدیم گفتیم بیاید یک پارچه اش کنیم هرکی گفت خودش هم حقوق بده . نیروهای مسلح زیر بار نرفت .
فاش:حکم آقا رو داشتیم که گفته بودند بنیاد چکاره است.
زریبافان:یه موقع اومدن گفتن آقا گفتن که بنیاد کارش همینه. آقا گفتن نخیر، بنیاد کارش انجام میده درست شد گفتن مخالفتی ندارم نه خیرش رو برداشتند .
فاش: یعنی حکم هم ندادند؟
زریبافان: نه آخه ببین الان شما گفتین آقا مخالف بودند دیگه یعنی چی یعنی تا اون رو می گفتین بگو آقایون گفتن حرف نمی زنیم . بعد آقا گفتن من مخالفتی ندارم با هم حلش کنین. خیلی خوب ما که می خوایم حل کنیم. گفتیم برای چی اصلا" اینگونه کنیم. 1- روابط و شأن خانواده ی شهدا . 2- جلوگیری از تردد بیجا شود - سردرگمی هایشان - بی احترامیاشون . بالاخره طرف هی میاد میره نه من پاسخ میدم نه او پاسخ میده. بعد گفتیم نظرسنجی بکنیم ببینیم اکثریت چی میخوان همونو عمل کنیم ، حتی ما گفتیم شما نظرسنجی کنید . اما به توافق رسیدیم که هر کی رو که خانواده ها بهش گرایش داشتند. هرکی خانواده ها گرایش داشتند که حقوقشون رو می داده همون حکم بزنه. نتایج نظرسنجی هم این بود که ما دلمون میخواد حقوقمون را بنیاد بدهد. همه میگن بنیاد اخه ، بد کار می کند، آدم هاش ایثارگری رو نمی فهمن. حرف هایی بعضی از دوستان میزنن. اگر بنیاد اینقدر بده چرا همه ایثارگران میگن درمانمان با بنیاد باشه حقوقمان رو بنیاد بده . حتما" خوبی هایی هم داره دیگه . شما جرات می کنید تو سایتتون علیه مثلا" ...یکدونه خبر بزنید .
فاش: میزنیم چرا نمیزنیم؟
زریبافان: اینقدر که علیه ما میزنید برای اونا هم می زنید؟
فاش: همین که شما گفتید که الان حقوق شهدا کادر و غیر کادر را
زریبافان: نباید مطرح کنیم ها. برای این که مطالبه ایجاد میشه. ببین وقتی طرف حس این تبعیض رو نداره زجر هم نمی کشه. من وظیفه دارم پیگیری کنم ولی ما میگیم بنده ی خدا این خانم شهید چون قبلا" متوجه نبوده الان عذاب می کشه از این تبعیض . می دونید که مطرح کردن یک سری بی عدالتی از اعمال بی عدالتی خطرناکتره . نباید بریم مطرح کنیم بلکه باید حلش کنیم. وگرنه کاری که آقایون تو مجلس می کنند میان میگن آقا باید فلان کار رو کرد . میگیم آقا تا نشده نگین .
فاش: شما چرا با نماینده های مجلس تعامل درستی ندارید؟
زریبافان: ما نداریم؟! ما به اونها میگیم آقا به جای اینکه دنبال حرف های بی حساب برید و برای دولت و نظام تعهد ایجاد کنید بیاید برای مشکلات مثلا" شما که یکی دو باراخیر گفتیم همین معوقه هاست گفتیم یکی ازهمین مشکلات ما معوقه و سهامه، گفتیم شما کمک کنید یک بندی یک پیشنهاد هم دادیم گفتیم بیاییم سهام رو اونا انتخاب کنن بعد ما بیاییم تو رقابت سهام رو بخریم اگر کسی دیگه نخرید بدن به ما بعد سهام را بلوکی، قیمت گذاری کنند نقد و نسیه قیمت گذاری کنند به من نقد بدن بعد به من بلوکه بدن من برم جزء بفروشم این میشه تبعیض؛ ما به مجلسی ها گفتیم به جای اینکه حرف بی حساب بزنید تو مجلس بعد هم دعوا کنید بعد هم توهین کنید به ما ، این بند رواگر حل کنید پنج شش هزار میلیارد میره تو جیب ایثارگران مشکلمون حل میشه. فعلا" یک نفر از این آقایون دنبال این قضیه نرفتن . حتی آقای رحماندوست هم نرفتن . من خودم گفتم این رو حل کنید برای ما. یا ما خدمت شما عرض شود که دانشگاه سهمیه داریم دیگه. چقدر استفاده می کنیم؟
فاش: خیلی کم.
زریبافان: چرا؟ چون که میگه جانبازای پنجاه درصد به بالا. خوب بیاییم بگیم هر چی جانبازهست. بزارید بچه ها از سهمیه استفاده کنند . الان هم که دیگه کنکوربرداشته شده ولی بالاخره یک احترامه دیگه. بیایید بشینیم گره ها رو حل کنیم. فقط می بینیم که آقایون دارن تو مجلس میتازونند. چند بار جلسه گذاشتیم با ایثارگران مجلس که فقط سه تا آمده باشن؟ میگن با هیئت رئیسه جلسه بزارید. بابا ما کی هیت رئیسه رو می بینیم ؟ مگه ما چقدر می تونیم مدام بگیم، بعد میرن هرکی برای خودش کار خودش رو می کنه . این حرفو نزنین که ما تعامل نمی کنیم . اونها تعامل نمی کنند . ببین ما دستگاه اجرایی هستیم اونها باید بیان کمک ما.
فاش: ببینید موقع تصویب بودجه تلفیق بهترین فرصت برای بنیاده که این کمبودها که تو بودجه و مسائل هزینه ها حل بشه. پیشنهاد شما تو لایحه چی بوده؟
زریبافان: توی مجلس سه هزارو چهارصد پانصد میلیارد تومن به بودجه ی بنیاد اضافه می کنن برای چیه ؟ لایحه تنظیماتش یک سری الزامات و محدودیت هایی داره. اونجوری نیست که دولت مثلا" بیاد بودجه ی من رو دو برابر کنه. نمی تونه اصلا" برای اینکه اولین مخالفتش تو سر جمع بودجه تو خود مجلسه. ببین شما همش این عینک ایثار گری رو نزن. بعضی ها آدم های خیلی خوبین ها ولی عینک ملی می زنن. مثلا" چی؟ مثلا من چی کار دارم به وضع اقتصادی کشور، شما 5 هزار میلیارد تومن مطالبات را بدین من تقسیم کنم . یکی نشسته تو مجلس میگه زریبافان! تو میدونی توزیع پنج هزار میلیارد تومن بین یک قشر از جامعه یعنی چی؟ میگم می فهمم یعنی چی اما به من چه مربوط. اون میگه به تو مربوط نیست اما به من که مربوطه. اون میگه که پنج هزار میلیارد تومن پول نقد رو اگرتوزیع کنی تو جامعه یعنی تورم، یعنی مشکلات اقتصادی ، اون میگه من با بودجه عمرانی هم مخالفم به خاطر همین از دید عینک اقتصادی حرفش درسته . یکی از چالش های دولت احمدی نژاد با مجلس قبلی چی بود؟ آقای احمدی نژاد اومد بودجه عمرانی را افزایش داد . مخالفت جدی می کردند. من به عنوان یه عضو دولت گفتم پول بده کار کنیم. اون گفت پول بدم به تو تورم ایجاد میشه . هم حرف خواسته ی دلم درست بود هم حرف اقتصادی مون درست بود . مجلس گفت بی حساب و کتاب افزایش ندیم یعنی رشد بودجه بیاد با یک رشد منطقی باشد . میگن بالاخره ما همه رو 15درصد رشد میدیم ما تو رو 25 درصد رشد میدیم، بس است دیگه هیچی نگو دیگه . این حرفش درسته دیگه. شما میدونی که این چند سال گذشته رشد بودجه ی بنیاد از همه ی دستگاه ها 10-15 درصد بیشتر بوده، تخفیفش هم همینجور. پارسال تو این شرایط سخت اقتصادی 98/5 درصد تخفیف گرفتیم .خفیف چند سال قبلش همه کسری می آوردن ما هر سال سیصد میلیارد ، چهارصد میلیارد،پانصد میلیارد اضافه تا آخر سال گرفتیم. آخر سر رفتیم نشستیم دولت هی بقیه رو چلوند ریخت تو کاسه ی ما . اینجوری نیست که دولت بیخیال بوده نمیده. دولت بالاخره تو این ظرف قانون رفع امکانات بشه یک سری کارا داریم که دولت هم موافقه که آقا میاییم مثلا" مطالبات رو از صندوق ذخیره ی ارزی میدیم. اما مجلس میگه نباید دست بزنید ، این قلک رو برای کی گذاشتن . برای همین موقعه دیگه . پیشنهاد دادیم مجلسی ها قبول نکردند گفتند نمیشه .
فاش: چه آقای زریبافان رئیس بنیاد باشند چه دیگری، مطالبات ایثارگران با این انباشتگی ای که داره به این زودی ها حل نمیشه .
زریبافان: نه اگر ببینید سهام چیه؟ مثلا پول نیست که از جایی بیاد بیرون داده بشه . سهام هم یک مالکیته چون مالکیته نقد شوندگیش کند تره ،اثر اقتصادی کندتری داره . استدلال اونها اینه که اولا خزانه خالیه پول ندارند، بعدش همین استدلال کافیه که به جای پول سهام بدن.
فاش: این سهامی که به ایشون میدید معادل مطالباتشون هست یا نه؟ خوب بالاخره سهام هم بالا پایین داره.
زریبافان: قطعا" همین طور است. اونی که میخواد پول تقسیم کنه فکر اقتصادی داره. اینجوری نیست که بالاخره چند نفر اقتصاددان نشستن الان قضیه رو از بالا می بینن قضاوت می کنن تصمیم گیری می کنن دیگه . بعد اختیار هم با اونهاست . همین دوستان خودمون جلز و ولز کردن، برای چی تصویب نشد . بقیه وایستادن گفتن نمیشه .
فاش: چراجامعه ی ایثارگری به اونها نگاه مثبتی داره؟
زریبافان: به کیا؟
فاش: به همون مجلسی ها
زریبافان: میدونی چرا؟ برای اینکه همیشه اونی که حرف میزنه برنده است. اونی که عمل می کنه محدودیت داره. قوه ی مجریه همیشه تو سری خورترین قوه است چون مورد سواله . برای اینکه اگر کار خوب بشه میگن قانون بوده اگر بد بشه میگن بد اجرا کردی . ببین من الان 3 روزه با یک بچه ی شهید چونه می زنم میگم آقاجون تو می خوای بری مجوز دارو بگیری این دارو رو هم بگیر . اون بر اساس استدلال های فنی پیش خودش میگه این دارو رو من نباید بگیرم . من بنابر ضرورت جانبازان میگم بگیر، اون بنابه ضرورت خودش نمی گیره. 3 روزه با طرف چونه می زنم آخرسر گفتم بکن این کارها رو؛ گفتیم حتما" طبق نظر ما عمل کرده. خدا شاهده من 3 روز با این آقا بحث کردم . کار اداری اینجوریه ها ، کار اجرایی اینجوریه، کار اجرایی هی تو دست انداز می افتی تو سنگلاخ می افتی با لگد سرکار پیدا می کنی، با کلوخ سرکار پیدا می کنی. اما حرف زدن اینجوری نیست. من میتونم از بنیاد بیام بیرون شروع کنم فقط سخنرانی کردن، آقا باید به همین ایثارگران باید مطالباتشون رو سریع بدی، همه این حرف ها رو بلدم بزنم اما وقتی میخوای بگی ولی نعمت رو می خوام کمکش کنم گیر می کنی تو این راه. اون چون حرف می زنه محبوبه من چون اجرا می کنم ....... شما مطمئن باشید که من از آقای خجسته بیشتر مسئولیت جانبازی و ایثارگری رو می فهمم چون تو این چهار ساله بنده به اندازه ده سال تو همین اتاق وقت گذاشتم . ببینید من باید تو این اتاق باید 6 ساعت وقت بزارم دیگه بیشتر وقت گذاشتم، روز عاشورا تاسوعا همه هم بودن بالاخره بیشتر از ما درگیر بودن برن همه ی اینها رو خودم می خونم جواب میدم. نامه ها را می خونم من دقیقا" این رو می فهمم . اما تا این جا که میام می بینم دستام بسته است . زن شهید میاد گریه میکنه . میگم حق با شماست من فقط می تونم برات گریه کنم چون دستم بسته است.
فاش: آقای مهندس همون احساس عدالت و نبود عدالت رو که می گفتین اون رابطه ای که بین این دو هست همون احساس رضایت و این که شما به فکر جلب رضایت ایثارگران باشید تا این که به نظر خودتون به فکر مصلحت و درواقع نیازهای واقعی ایثارگران ، چه رابطه ای بین این دو تا برقرار می کنید ؟
زریبافان: بین نیازتا واقعیت یک فاصله ای همیشه هست. من به سمت نیاز نگاه بکنم و حرکت کنم . ولی وسع من بیشتر از امکانات که نیست، امکانات رو مدیریت بکنم. پس برم اینکه امکانات رو افزایش بدم به سمت نیاز، خوب بعضی هاشون دست خودمه بعضی هاشون هم دست من نیست. حالا میگم چی دست منه چی دست من نیست. اونی که دست من نیست که من تقصیری ندارم که بیگناهم دیگه من تلاشم رو می کنم اما ببین امکان داره هر تلاشی میکنم این که با هر نفر جر و بحث می کنم دعوا می کنم رسانه ایش هم بکنم؟ نه. من امکان داره که روزی یک بار بادو سه تا مسئول تو این کشور دعوام بشه سرایثارگران ولی نمیگم. این نیاز هست، این هم امکانات منه، این امکاناتو مدیریت می کنم برای این که به نیازم برسم درضمن تلاش میکنم این امکانات رو بیشتر بکنم .
فاش: آقای مهندس! درپایین دست شما شاهد بودیم بعضی اوقات وقتی که طرف موفق نمی شد راهی رو پیش ببره می آمد برخورد منفی می کرد مثلامن یکی دو تا نامه داشتم که ما اومدیم شهادت بعضی از شهدای سپاه و بسیج و ناجا را نامه زدیم گفتیم ما شهادتشون رو قبول نداریم. مشروط براین که خود شما حقوقشان را بدهید.
زریبافان: براساس قانون گفتیم باید شما بدید. گفتن ما موافق نیستیم . ما با آقای امیرحاتمی صورت جلسه امضا کردیم قبول کرد . گفت فعلا" شما حقوق شهدای قدیم رو بدید.
فاش: نامه هایی که زدید ما شهادتش را نمی پذیریم ....
زریبافان: نه ، ما توافقی که با آقای امیر حاتمی کردیم این بود که فعلا" شهدای جدید رو حقوقشون رو قطع نکنن. به عبارتی تا تکلیف روشن بشه . بعد اونا اومدن گفتن ذیحساب ایراد گرفته اگر پر میکنه خود به خود خودش قطع میشه بعد از 7 الی 8 تا 10 ماه گفتیم باشه اونم خودمون میدیم.
فاش: در طول سال که قطع نمیشه ، سال بعد قطع میشه.
زریبافان: نه بلافاصله قطع می کنند. اشکال کار همینه،ما می گیم آقاجون این شهید شماست.
در توافق جدید گفتیم خیلی خوب، تا ما حقوق را برقرار نکردیم شما قطع نکنید. طبق توافق با آقای حاتمی از یک طرف گفتیم اشکال نداره ما برقرار می کنیم . اما چون یه پروسه ای داره دیگه تا ما برقرار کنیم شما قطع نکنید . چون یک ماه هم یک ماه برای خانواده طرف هست . چون باید بیاد و اونها به ما اعلام کنند مدارک رو بگیریم فلان کنیم اونها حکم بزنند خود همین یکی دوماه طول می کشه . گفتیم خواهش ما اینه که شما قطع نکنید تا مطمئن شوید ما برقرار کردیم. حتی بعضی از دوستان گفتند بودجه اش را منتقل کنید. گفتیم نمیخواد منتقل کنید برای اینکه همین بودجه منتقل کردن یک پیراهن عثمان میشه برای بعضی از دستگاه ها و کار پیش میاد .
فاش: ما الان که سالی صد تا شهید که بیشتر نداریم ؟
زریبافان: این دو سه سالی تا سیصد شهید داشتیم.
فاش: این مواردی که مربوط به مانورها هستند(در مانورها شهید می شوند) چه حکمی پیدا می کنند؟
زریبافان: مانورهایی رو که قرارگاه خاتم اعلام می کنه چون قرارگاه خاتم گفته هر مانوری رو قبول نکنید چون بعضی جاها خود سرانه کارهایی می کنند بعد میگن مانور بوده بعد هر اتفاقی هم بیافتد بدبختی اش به گردن ما می افتد. بنده ی خدایی رو که فوت کرده بوده نامه نوشتن که ایشان درحین آموزش آزمایش رو فلان کلی براش قصه گفتن که این شهید بشه. بنیاد شهید محسوب کرده . بعدا" اتفاقی تو گزارشات یک نامه میاد از پلیس راه که فلان آقا با فلان ماشین در اثر سرعت زیاد چپ شده اما آنها گواهی کردن در میدان مانور در حال آموزش شلیک توپ ماشین چپ شده و ایشون مجروح وفوت کرده . لذا خود قرارگاه میتونن تایید بکنن . واحد مربوط اول مجوز قرارگاه رو می فرستد. بر اساس رویت مجوز قرارگاه این حالا قانونی بوده این هم در اثر حادثه شهید شده و ما قبول می کنیم .
اما بعضی وقت ها می نویسه این آقا داشته می رفته برمی گشته از محل ماموریت اش تو جاده تو گردنه ی قوشچی در اثر واژگونی فوت نموده است لطفا ایشون رو شهید محسوب کنید . می گیم آقا خودت داری میگی گردنه ی قوشچی، خود شما میگی واژگونی خودرو، خود شما میگی فوت کرده بعد به من میگی شهید محسوبش کن . از این اتفاقات می افته . اگر نیرو های مسلح کاری با من ندارند. شما بنویس آقای حسن خان قلی زاده در منطقه ی مانور با مجوز فلان در اثر انجام مانور به شهادت رسیده . مثلا" من چند و چونش رو ازت سوال نمی کنم . به من مربوط نیست مسئله ی شرعی اش با تو . اما وقتی می نویسی ایشون در گردنه ی قوشچی بر اثر واژگونی خودرو فوت کرده معلومه شهید محسوب نمی کنن. فاش: مرجعی برای رسیدگی اختلافات هست؟ زریبافان: الان اختلافاتمان با نیروهای مسلح صفر شده و با نیروی انتظامی هم داره به صفر میرسه. الانم اختلاف ما با نیروی انتظامی در این است که مثلا" می گوید اگر یه اتفاقی برای پلیس راهنمایی و رانندگی افتاد شهید محسوبش کنید یا اگر تصادف کرد شهید محسوبش کنید که حتی این ها را هم با آنها حل و فصل نمودیم. در قانون هم آمده است که اگر فردی در راه حراست از نظام جمهوری اسلامی و .... و مقابله و مبارزه با اشرار و .... کشته شد شهید محسوب می شود. اما نگفته اگر مامور راهنمایی و رانندگی اگر در راه ماموریت موتوری به او زد شهید محسوب می شود. بعد می گویند اگر در حال ماموریت ویژه بوده است. برای ما باید کاملا" علت فوت فرد مشخص شده باشد. گاهی اوقات پیش می آید که می گویند مامور ما در محل ماموریتش جانش را از دست داد و من هم مجبورم چند و چون ماجرا را جویا شوم و بعد تصمیم بگیرم اما اگر قید شود که مامور در حین تعقیب و گریز یا در محل ماموریت ویژه جانش را از دست داده آن وقت من هم زیاد پرسش و چون و چرا نمیارم. مسئله مهم این هست که نحوه جان باختن مامور باید کامل و واضح باشد. اگر تشخیص بدهم که متن گزارش صحت نداره زیر بار نمی روم ولی اکثر اوقات تشخیص نمی دهم. بزارید یه نمونه بیارم. چند کارمند بودند از یه اداره که مامور بودن به وزارت دفاع که داشتند راجع به یه پروژه ای که مربوط بود به مسائل موشکی و نانو بوده کار می کردند. مدافع این ها هم وزارت خانه شان بود هم وزارت دفاع و هم فناوری اطلاعات ریاست جمهوری . حالا سه تا گزارش برای ما ارسال شده بود که یکیشون گفته بود در حین آزمایش موشکی اتفاق برایشان افتاده . اما یکی از گزارش ها نوشته شده بود که در راه رسیدن به محل ماموریت به دلیل عدم توانایی کنترل، ماشین مزبور دچار حادثه شده و سه نفر کشته و 5 نفر مجروح شده اند. حالا ببینید چه اختلافی بین این گزارش ها وجود داره یا گزارش دیگری آمده که بین دو بونکر مواد سوختی در حین ماموریت دچار حادثه و فوت شده است. فاش: جایی هست که این جور اختلافات بین شما و دستگاه ها سر این جور مسائل باشه و حکمیت کنه؟ زریبافان : الان دیگه موارد اختلافی با دستگاه ها نداریم. فاش: در احراز جانبازی هم همین حالته؟ زریبافان: بله همین حالته. در مسئله جانبازی مسئله مشخص و روشنیه. طرف اگر مدرکی داره ولو یه تکه کاغذ از سوابقش میاره و میگه من در فلان تاریخ مجروح شدم و کپی دفترچه ای هم نشون میده ما قبول می کنیم که حداقل طرف جانبازه اما درصد بالا نمی شناسیم و حداقل جانباز 5 درصد قبول می کنیم. اما اگر کسی مدرک نداشته باشه چه کار کنه؟ می گوییم هر مدرکی داشتی بردار بیار و طرف کلی ورق میاره اعم از اینکه فلان روز از یگان مربوطه اش مرخصی گرفته یا مثلا" نوشته طرف 10 تا کمپوت داره حمل میکنه یا نوشته برای مریضی مرخصی استعلاجی گرفته و میگیم مدرک مجروحیتت کجاست.میگه از بین رفته. می گوییم خودت قضاوت کن یه برگه مرخصی رو داری ولی از مجروحیتت هیچ مدرکی نداری؟ فاش: خیلی از جانبازانی که شیمیایی شدند در منطقه هم شاید همچنین مشکلاتی با مدرک داشته باشند. زریبافان : قضیه شیمیایی ها جداست. بزرید کلیاتش رو بگم. قاون میگه اگر مدرکی نداشت با تایید یگان مربوطه. خب یگان مربوطه چکار باید یکنه. باید سه نفر امضاء کنن که طرف درآن یگان یا پایگاه بوده. و در قضیه مجروحیت هم همین کار را کردیم و دیدیم خیلی گزارش ها و مدارک تقلبی و جعلی درست شده. طوری شده که حتی سپاه هم اینجور مدارک رو قبول نداره و میگه گواهی سه پاسداررا قبول نداره. گفتیم حالا ما چه چیزی را قبول کنیم. به این روش رسیدیم که ما کاری به نحوه تهیه مدرک نداریم اما فقط با امضاء مجاز قبول می کنیم. اونم امضای معاون نیروی انسانی آقای شریفی هست. گفتیم به ما نگویید چطوری مدرک تهیه شده. ننمویسید به ما که مثلا" طرف را با توجه به بررسی های میدانی جانباز می دانیم. ما هم می گوییم ما فقط گواهی از شما می خواهیم و احراز جانبازی به عهده خودتان باشد. ما تنها گواهی را قبول می کنیم.فاش : بنیاد آمد برای جانبازان پرونده جانبازی درست کرد و بعد از اینکه بنیاد تغییر کرد پرونده ها هم به بنیاد جانبازان منتقل شد. بنیاد جانبازان هم تا مدتی شروع کرد به جانبازان خدمات دادن. بعد اومدن بخشنامه کردن، آقای ویسی، گفتن آقای زریبافان که در بنیاد شهید جانباز شده من جانبازیشو قبول ندارم من دو ماه بهش فرصت میدم تا بیاد پیش من، یه عده افتادن دنبال مدرک جمع کردن و رفتن و آوردن و بردن بنیاد شهید تا تایید کنن، میگم اینجوری قبول نیست که هر مدیر جدیدیی که بیاد بگه من امضای زریبافان را قبول ندارم.نکته اینه که یه کار مدیریتی در بنیاد افتاد.
زریبافان : شما الان باید کار کارشناسی انجام بدی اگر پرونده ای برات آوردن ببین مدارک درست و کامل هست یا نه. از جمله این که پرونده ای داشتیم که دکتر بنیاد دیده و خندیده که در برگه طرف نوعی قرص نوشته که این قرص تازه 2 ساله که تو بازار اومده و طرف سال 63 از این قرص استفاده کرده یا میبینه مهری که پای برگه خورده شماره سریال پزشکی مال 5 سال قبله و زمان جنگ این مهر نبوده و قص علیهذافاش : مشکل مدیریتی رو چطور باید درست کرد؟زریبافان : ببینید من خودم به حقوق مکتسبه اعتقاد دارم ولی به جعل سند اعتقاد ندارم، این نامه ای که به ریاست جمهوری نوشته شده که درصد ها رو کم نکنید دست خط خودمه که به آقای احمدی نژاد نوشتم و طوری که آقای احمدی نژاد اعتمادی به من دارن که نخونده امضا میکنن. اون موقع من که هنوز تو بنیاد نبودم ولی به بنیاد گفته بودم درصدها رو کم نکن. زمانی که اومدم بنیاد گفتم خودمون گفتیم که درصدها رو کم نکنیم ولی گفتیم اصل درصد ها زیر سواله. مشکل اصلی این بود که جعل سند وجود داشت. مثلا"برداشته مال کس دیگه ای رو دستکاری کرده و کرده مال خودش.فاش : یعنی بیشتر پرونده ها ابطال شدهزریبافان : ابطال نه، درصد ها افزایش پیدا کرده. مثلا" یه دفعه ای 50 یا 60 درصد کردن. ما گزارش دادیم به رییس جمهور که برخی جعل سند کردن و اشکال سندی داریم. لذا ما اگر در مرحله درصد باشیم و تشخیص بدیم یعنی مثلا" شما دکتری و همه را معاینه می کنی و میگی این 20 درصد و دیگری 60 درصد. و من معاینه میکنم و میگم 60 درصد صحیح نیست و 20درصد درسته. اگر شما در مرحله تشخیص درصد باشید من دیگه نمیتونم اون درصد شما رو کم کنم. الان اگر دکتری بگه من تشخیص دادم 20 درصده ، میگیم چون اول 60 درصد تشخیص دادن حق کم کردن نداری. کاری که الان میکنیم این هست که میگیم جانبازی ایشان 20 درصد هستش ولی به 60 درصد ادغام میشه.بعدش گفتیم اینم ننویسین که طرف دل چرکین بشه، بهش بگین شما 20 درصد هستید ولی 60 درصد نوشتیم برات.فاش : انحرافاتی رو که به این شکل جعل سند بوده و مسدود شده باید بنیاد برگردونه یا نه؟با عنایت به اینکه در یک پروسه ای از مدیریت بنیاد پرونده ای مسدود شده باشد و الان در مدیریت شما بایگانی شده. یا سوال اینکه آقای رییس جمهور من میدانم در زمان مدیریت زریبافان یا کروبی تعدادی پرونده تشکیل شده و بعد از اینکه مدیریت عوض شده و پرونده در هر مدیریتی مسیر کامل را طی کرده باشد مدیران بعدی اگر پرونده را مسدود کرده اند خلافه و اگر به بندهای پرونده اعتراضی دارند باید گزارش کنند تا ایراد پرونده برطرف گردد. آیا در فرصت باقیمانده تا ریاست جدید بنیاد این گونه پرونده های مسدودی را باید برگردونه یا نه؟زریبافان: به طور مثال اگر شخصی آمد و گفت مثلا در سال 68 پرونده من به دلایلی مسدود شده ما بررسی می کنیم. مثلا طرف رو شهیدمحسوب کردن و پرونده خاتمه پیدا کرده. ما دوباره پرونده را باز کردیم.فاش : به صورت بخشنامه صادر میشه یا باید افراد حضوری مراجعه کنند؟زریبافان : ما کلا 15000000 پرونده داریم که حدود 700000 تاش جانبازی هستن. سیستم ما هم که از اول الکترونیکین بوده که پرونده به صورت برگه های کاغذی بوده و الان هم بایگانی هست. الان اگر کسی مدعی باشه ما میدیم کمییسون نظر بده. بزارید یه مثال بزنم. یه کارگر جوشکاری بوده و موقع جنگ برای داربست ضدهوایی و پدافند از بالای بلندی افتاده و درگذشته و اومدن ایشان را شهید اعلام کردن. حالا زمان ما پسرش که حددود 20-25 ساله شده اومده و میگه بابای من شهید شده و پروندش رو دوباره بررسی کنید. ما هم اولین کاری که کردیم مراجعه کردیم به سستم کارتکس هامون. سیستم کارتکس که در زمان ما انجام شد و ما هم رسانه ای نکردیمش این هست که هر کسی که در زمان جنگ به بیمارستان اعزام شده اطلاع میدادن که شخص مورد نظر ساعت 9 اومده و به این دلیل در این بیمارستان پذیرش شده. ما هم این اطلاعات کارتکس رو با کارگذاشتن چندین اپراتور و تحت نظر دوربین های امنیتی که مبادا اپراتورها دست تو پرونده ببرند، همه این اطلاعات را الکترونیکی کردیم. الان هم بهترین مدرک ما همینه.طرف هم که اومده بود اولین کاری که کردیم این بود که کارتکس طرف رو درآوردیم و دیدیم که آمده طرف در اثر افتادن از بلندی بخاطر جوشکاری داربست ضد هوایی مجروح شده و به فلان بیمارستان مراجعه کرده. در واقع این کارتکس ها حاوی اطلاعاتی از قبیل نام و نام خانوادگی و تاریخ مجروحیت و نوع مجروحیت و بیمارستان پذیرش کننده می باشد.فاش : یعنی بهداشت میومد سر هر ساعت خاصی گزارش مراجعین به بیمارستان ها را می گفت. و تمامی این گزارش ها در مرکز ثبت شده است.زریبافان : همون مثال قبلی، ما بررسی کردیم دیدیم طرف در فلان تاریخ مجروح شده و در فلان تاریخ دیگه به شهادت رسیده و با گذاشتن این مدارک به کمییسون و اونا هم شهادت ایشان را احراز کردن. درصورتی که پسرش تازه اومده بوده پیگیری کنه و ما هم گفتیم اگر تا الان مسدود بوده بخاطر اینکه این مدرک تا الان موجود نبوده و الان با قاطعیت میگیم ایشان شهادتش احراز شده.فاش : ما الان تعدادی جانباز داریم که پرونده هاشون بخاطر همین مسائل مسدود شده(جعل سند).زریبافان : الان هر کسی خواست مراجعه کنه برای مسدود شدن پروندش و ما پیگیری میکنیم. اگر ادعاش درست نبود دلیل اشتباهش رو میگیم و اگر درست بود که اصلاح میکنیم. و از هیچ چیز بی تفاوت نمیگذریم. و کلا" برای رد ادعای طرف توضیح کامل میدهیم تا توجیه شوند.بزرگتین کاری که کردیم همین جمع آوری کارتکس ها که حاوی اطلاعات ثبت شده از رزمندگان هست می باشد. مثلا" یکی از همکارانمان تو تاکسی نشسته بود و طرف گفته بود ما رزمنده بودیم و الانم جانباز هستم ولی مدرک ندارم.همکارمون بلافاصله زنگ میزنه و با دادن نام طرف میبینن اسمش تو کارتکس هست و میگه ازشما مدرک دارن و میتونی اقدام کنی.فاش : این اقدام رو تا الان اطلاع رسانی کردید؟زریبافان : نه. شما ها فقط بدی هایمان را می بینید.فاش : ما از خدامونه شما یه همچین خبری را به ما بگید و ما هم اطلاع رسانی کنیم. کار ما خبر و اطلاع رسانی هستش. ما الان هم اومدیم اینجا تا یه گزارش کاری از دوره مدیریت شما را بشنویم و اطلاع رسانی کنیم. همین الان هم که می آمدیم خدمتتان یک پیش خبر در سایت زدیم برای مصاحبه با شما و از خوانندگان خواستیم پرسش های خود را برایمان ارسال نمایند و بعضی از خوانندگان می گفتند حالا چرا؟ الان میخوای بگی میخوای چه کار کنی؟
همان طور که شما فرمودید احساس رضایت بهتر از این هست که عدالت را رعایت بشه بدون این که رضایت باشه. یه مشکلی که نه فقط در دوره شما بلکه در باقی دورهای پیشین هم همین مشکل را داشتن بنیاد با جامعه هدف یا همون ایثارگران فاصله داره وشکاف بینشان هست.زیبافان : ما با جامعه ایثارگری مشکلی نداریم. بارها پیامک هایی برایم آمده که کلی تشکر و ابراز ارادت و علاقه کردند. از کل جامعه ایثارگری 70 درصدشان اصلا" به ما مراجعه نمی کنند و فقط دعاگوی نظام هستند. و 25 درصد از 30 درصد هم -------فاش : ببخشید این که عذر بدتر از گناهه. شما می فرمایید 70 درصد جامعه هدف شما بی توقع از شما هستند که این چقدر از مسئولیت شما رو سبک می کنه.زریبافان : 43 هزار آزاده داریم که کلا" اگر جمع کنیک کلا" 200 نفر اعتراض دارن و من بخاطر این 200 نفر که نمی تونم آبروی 43000 نفر دیگه رو ببرم.فاش : آقای مهندس شما با این عدم شفافیت درمدیریت و پنهان کاری باعث دغدغه وخرد شدن اعصاب ایثارگران می شوید.زریبافان : من اعتقاد دارم ما نباید هر کاری را که می خوایم برای ایثارگران انجام بدیم تو بوق و کرنا کنیم. حتی نگیم ایثارگران نیاز ندارن چون نمیدونن که این از عزت نفسشه. اتفاقا" ایرادی که به شما دارم اینه که میرید خونه جانباز و اوضاع زندگیشو نشون میدید و مصاحبه با همسرش می کنید که اونم میگه با شوهرم مشکل دارم و تو مترو دستفروشی میکنم. ما باید فرهنگ ایثار و شهادت رو جوری گسترش بدیم که باعث عزت نفس و نشون دهنده بزرگی این عزیزان باشد که با داشتن اوضاع نامناسب جسمانی باز هم خدا رو شاکره نه اینکه مصاحبه بگیره و اونم بگه بنیاد بهم پتو نداده و ......فاش : شما با چه انگیزه ای قبول کردید بیایید بنیاد آیا مجبورتون کردند و آیا برنامه داشتید؟زریبافان : در ذات برخی آدم ها یه سری خصوصیات هست که با پوست و گوشتشون عجین شده و در ذات من هم خدمت رسانی هست. خب رشته اصلی من شهرسازی هستش و نسبت به همه شهرداران دارای مزیت و توانایی های خوبی هستم.فاش : چرا نرفتید اونجا؟(وزارت راه و شهرسازی)زریبافان : من در کار فنی خودم خیلی واردم و مهارت دارم ولی کل کارهای من فنی نبوده، از شهرداری و فرمانداری و معاون فرمانداری و ....خدمت کردم و مختص کار شهرسازی و رشته خودم نبوده . در دولت آقای احمدی نژاد هم شاید اگر در وزارت مسکن می بودم می شدم قهرمان اجرایی کشور ولی وقتی می بینم برای خدمت جای دیگری هست و با خلق و خوی من هم سازگار است، کلا" آدم متعصبی نیستم و دوست دارم خدمت کنم و کار کنم و هر چقدر کار سخت باشه برای من لذت بخشتره. دیدم در بنیاد جای خدمت بسیار هست و جا داره به افراد عزیزی همچون ایثارگران خدمت کنم.فاش : بالاخره جایی که می خواهید خدمت کنید باید تناسبی بین توانایی ها و سنخیتی با اون کارباشه.زریبافان : توانایی رو که من نباید تشخیص بدم، مسئول بالاتر از من باید تشخیص بده. توانایی و تجربه یه چیز نسبی هستش و من خودم خیلی ها رو که ظاهرا" قوی هستن ضعیف می دونم و بالعکس. خرده ای که شما به من میگیرید این هست که میگی چرا کارهات رو نمیگی.فاش : مهمترین نشانه ای که شما موفق نبودید این هست که نارضایتی از شما زیاده.زریبافان : اصلا" اینجوری نیست. به قول احمدی نژاد در جامعه بحران کلی هستش. و ما هم بحران های اجتماعی را از بحران های کارگری باید بدونیم. تو این 8 سال مگه نمیگن بحران کارگری داریم و هزاران کارگر بیکار شده اند؟ در زمان خاتمی و هاشمی اسلامشهر، مشهد خراسان و جاهای دیگه اتفاقای وحشتناکی افتاد درصورتی که در دوره احمدی نژاد اتفاقی نیفتاد. بحران کارگری و به تبع آن بحران تولید به صورت گذشته نداشتیم.من خودم از همون سال اولی که تو بنیاد اومدم همین مشکل نارضایتی راداشتم. صبح با مشکل میومدم و با مشکل هم برمی گشتم. اما تو این دو ساله ما هیچ مشکلی از نارضایتی نداشتیم، به استثنا دیروز. وقتی 70 درصد خانواده ایثارگران تشکر می کنند این اصلا" نارضایتی کلی نیستش. بلکه یک نوع رضایت هم هستش و من با اعداد و ارقام ثابت می کنم. زمانی که من دفتر خیابان ظفر رو تعطیل کردم و بعضی دوستان مخالف این کار بودند . خیابان طالقانی رو میگفتن خیابان خطرناکی هست و اگر خیابون رو ببندن آبروت میره. و من گفتم اعتقاد دارم این اتفاقات نمی افته و تا الان هم نیفتاده در صورتیکه قبلا" همچین موردی داشتیم. روزی نبود که در بنیاد شیشه ای شکسته نشه و ناآرامی نداشته باشیم، که تا الان همچنین مواردی نداشتیم. فقط هفته اول شیشه این اتاق شکسته شد و دیگه همچنین اتفاقی نیفتاد. یه سری افراد که می اومدن و این اتفاقات رو ایجاد می کردند بسیار نادر بودن وهمیشه جزء مشکلات ما بودن و الان اینها را متقاعد کردیم که بنیاد جای مطالبات منطقی هستش. اگر میگی نارضایتی هست باید ببینید در تاریخ بنیاد چه اتفاقاتی افتاده و مقایسه کنی.ایرادی که به من میگیرن این هست که میگن تو بلد نیستی رسانه ها را اداره کنی. هر سال یکی دوبار با این رسانه ها جلسه بذاری مشکل حل میشه. منم گفتم من به اینجور کارها اعتقاد ندارم و بلد نیستم. من این اشکال رو قبول دارم ولی این رو که نمیشه جزء نارضایتی قرار داد. شما ببین مگه مطالبات ایثارگران مال زمان منه. از قبل همین طوری جمع شده و شده تا زمان من خودشو نشون داده و این مطالبات همگی در زمان من ایجاد نشده بلکه از قبل بوده و تا الان جمع شده و الان خودشو نشون داده. یک فرزند شهیدی که الان وقت اشتغالش شده قبلا" وقت اشتغالش نبوده و الان در مدیرت بنده باید اشتغالش رو تامین کنم. شما به عنوان جانباز همون مشکلات 30 سال پیش رو دارید؟ نخیر. اون زمان جوان بودید و خیلی از ناراحتی های جسمی رو تحمل می کردی و الان مثل من با بالارفتن سن تحمل آدم کمک میشه. مشکلات حاد شده و تعداد جانبازها زیاد شده و درصداشون زیاد شده و پدر ومادر شهید پیر شده وهمسر شهید پا به سن گذاشته و هزاران مشکلات درمانی داره. جانبازالان مطالبات خودشو میخواد با توجه به سنش. پس مشکلات به واسطه افزایش سن بیشتر شده ولی نارضایتی بیشتر نشده. اگر هم ایراد به مدیریت می گیرید، این مدیریت من هست که دیگه شیشه شکسته نمیشه و خیابان بسته نمیشه و بگویم که خیلی از این کنترل ها از رفتار آدم ها هم نشات میگیره. مثلا میخوای بزنی به گوشم منم میگم بفرما ولی شما منو میبوسی. من وقتی واردمجموعه شدم قفل در رو برداشتم و مثل بقیه تشریفات نداشتم. گفتن زریبافان! خطرناکه و میان میزنن تو سرت. ولی من گفتم هرگز همچین اتفاقی نمی افته.گاهی اتفاق افتاده که طرف با کلی عصبانیت اومده تو اتاق و میگه این زریبافان کو. و منم میگم خودمم و نشسته با من گپ زده. یا داشتم میرفتم هیات دولت یه دفعه طرف با حالت عصبانی اومده و میگه با زریبافان کار دارم و با هم داخل ماشین خودم شدیم و گفتش که ای بابا تو هم که از جنس خودمونی. باید با منش و اخلاق درست امور رو اداره کرد. اگر من در رو ببندم ، طرف میاد با لگد در رو خرد میکنه. الانم تو خیلی وزارت خونه ها برای ارباب رجوع و بخصوص جانبازا اینقدر تشریفات هست که خود من دفتر وزیر یا مدیر رو گم میکنم. اما در دوره من این طوریه؟ نه این طور نیست. اخیرا" هم دو تا برادر شهید بودن که اومدن شیشه شکستن و کلی داد و هوار که من رفتم پایین و اونا اصلا" فکر نمیکردن من زریبافان باشم و رفتم بلافاصله یکی از اونا رو بوس کردم و اصلا" انتظار نداشتن از من این کار رو انجام بدم و همین منش باعث شد که با ما رفیق بشن.حالا شما هم نگاه نکنید به برخی افراد مانند "خ" که مدام ناراضی است چون برکنارش کردم. پرونده اش را هم بردم دادگاه و قوه قضائیه و شورای نگهبان و نظارت استان. کلی هم بهش محبت کردم ولی اینها رو ندید و بخاطر سوء استفاده مالی در انتخابات، برش داشتم. حالا اگر کسی میگه مدیریت نکردی بی انصافی هست دیگه. همه این منش ها و رفتارها خودش مدیریت هستش. الان هم در اکثر وزارتخانه ها ارباب رجوع اگر دستش به وزیر برسه یه چیزی میگیره ولی ما این طوری نیستیم. اگر کسی امکانات میخواد من بهش میگم مراجعه کن به بنیاد شهرستان خودت ............................................. حالا چند نفر داد و بیداد کردن درست نیست بگید ضعف مدیریت دارید. بیشتر این ناآرامی برخی ایثارگران هم بخاطر شرایط کلی ایثارگران هست. گفتم سنشون بالا رفته و جسمشون مریض شده و تحمل نداره و داد میزنه. اگر یه جانباز داد زد نباید بگید که بنیاد مدیریتش ضعیفه بلکه اون آدم طبیعی هست که با توجه به شرایطش داد بزنه. مثلا" میرن مصاحبه با جانباز تو بیمارستان ساسان و طرف هم نمیتونه صحبت کنه و از بنیاد انتقاد میکنه ولی چون پرستارای بیمارستان دارن پیشش کارهاشو انجام میدن مینویسه از کادر بیمارستان ساسان مچکرم. مگه بیمارستان ساسان مال بنیاد نیست و مدیریت اون به عهده ما نییست؟!یا مثلا" اگر بیمارستان خاتم خوب کار کنه میگن بیمارستان خوبیه و اگر بد کار کنه میگن این تقصیر بنیاده.این بی انصافی هست. بنیاد میاد بهترین متخصصان داخلی و خارجی و آلمانی رو برمی داره میاره و عمل مغز بدون بی هوشی انجام میده اما صدا و سیما میزنه عمل جراحی در بیمارستان خاتم. خب بگید بنیاد ، چرا فقط بیمارستان خاتم؟! حتی خود مدیر بیمارستان هم وقت تعریف از خود میگه بیمارستان خاتم و اگر نارضایتی داشته باشه پای بنیاد میاد وسط. ما پرفسور آلمانی رو آوردیم ایران و به اعتبار ما اومده.فاش : خب این ظلمی که هم به خودتون می کنید و هم به جامعه ایثارگری. اعصاب جامعه ایثارگری رو خرد می کنید بخاطر اینکه ریا نشه!زریبافان : من چه کار کنم، من که نمی تونم همیشه بگم بنیاد این کار رو کرد.فاش : شما نباید بگی که . باید کار سیستماتیک انجام داد. مدیریت یعنی این. نه اینکه شما که ذاتا" ساده زیستی و خوش برخوردی که خود شما گفتید این ها ارزش نیست وذاتیست.زریبافان : یه سری مشکلات هست که مربوط به مدریریت کشور است.فاش : در مقطعی بنیاد اومد خودش شرح وظیفه داد و شرح خدمات به ایثارگران را اعلام کرد و چرا در این دوره ادامه ندادید؟ زریبافان : قدیما که کامپیوتر و از این چیزا نبوده ولی الان از طریق سایت اطلاع رسانی می کنیم.فاش: الان یه جانباز 20 درصد از کجا میدونه از بنیاد چه توقع قانونی میتونه داشته باشه؟زریبافان : میتونه وارد سایت بشه و قوانین رو مطالعه کنه. الان دیگه تو سایت ها قوانین مربوط به ایثارگری هست. اگرم کسی به سایت دسترسی نداشت میتونه بیاد بنیاد و بگه من جانباز مثلا 25 درصدم و کارکنان به ایشان میگن با توجه به شرایط شما از این موارد معاف هستید و در صورت نیاز به طرف دفترچه می دهند. معمولا" آدما دنبال قانون نمی گردند و وقتی یه مشکل عجیب غریب و نصفه نیمه پیدا می کنند. باید این مشکل فرهنگی برطرف بشه. مثلا طرف نمیره دنبال قوانین و پیش خودش میگه جانباز 25 درصد از هیچ خدماتی استفاده نمیکنه. بعد بهش میگیم اگر کارمندی مگه مالیات ازت کم میشه یا بیمه ازت کم میشه، میگه نه. و خب میگم پس این خدمات چیه.میگه غیر از این ها به من چی تعلق میگیره. میدونه ولی بازم میخواد بیشتر خدمات داشته باشه. از ناآگاهی از قوانین هست.فاش : حالا اگه جانباز 25 درصد کارمند نباشد چه وضعیتی داره؟زریبافان : اگر کارمند نباشه ما بیمه اش میکنیم. اگر حالت اشتغال باشه حقوق برایش درنظر میگیریم.فاش : یکی از خلاء هایی که دوست داشتیم در دوران شما برطرف بشه همین بود که برای سربازان ارتش حقوق تعیین شده بود ولی برای سربازان سپاه وبسیجیان نه. زریبافان : این هارا باید قانون تعیین کنه، مربوط به نیروهای مسلح می باشد. اینکه ارتش یا سپاه برای رزمندگانشان حقوق تعیین کردند دست من نیست.فاش : بنیاد دو سال پول این ها رو گرفته.زریبافان : ببینید من به دوره گذشته کار ندارم. هر چی که قانون به من بگه من انجام میدم. بودجه اش رو به من بدن من پرداخت می کنم. من میگم آقای دولت! پدر و مادر شهدا پیر شدند و خیلی هاشون نیاز به پرستار دارند. دولت میگه بودجه من مشخصه و بیشتر از این نمیتونم در اختیارتان قرار دهم. درصورتیکه من بیشتر به بودجه مصوب احتیاج دارم. من هم به نوبه خودم محدودیت هایی دارم. نمیتونم بیشتر از بودجه هزینه کنم.الان دغدغه این است که هزینه پرستاری والدین شهدا و جانبازان رو افزایش دهیم. ولی وقتی میگن هر سال از این مقدار مشخص نمیتونی زیاد کنی من چکار میتونم انجام بدهم. پس قانون و بودجه باید باهم باشه که بتونم افزایش حقوق بدهم. اگر بودجه رو دادن و من عمل نکردم اون وقت این ایراد به من وارده و اگر ندادن و من عمل کردم که این هنره که تونستم انجامش بدم.فاش : این که ما باید اگر قانونی ناقصه بریم بگیم درسته یا نه که وظیفه شماست.زریبافان : ما که نمیتونم مدام بگیم که چه کار کردیم یا نکردیم. من نمیگم که چقدر با دولت دعوا دارم و دلیلی هم نداره که من بگم. حالا هر وقت بودجه اش تصویب شد من عمل می کنم. اگر محدودیت های بودجه ای نبود که من کار رو انجام میدادم.فاش : آقای مهندس داشتید از این می گفتید که چطور شد به بنیاد آمدید.زریبافان : پس اول بگم من نارضایتی رو که فرمودید اصلا"قبول ندارم. آمار و ارقام و شواهد نشان دهنده نارضایتی نیست و کلا" آدم خدمتگذاری هستم.فاش : حاضر هستیم ما یک نظرسنجی در مورد رضایتمندی از مدیریت شما در سایت قرار دهیم؟زریبافان : اگر از مدیدیت های قبلی هم این نظرسنجی انجام گرفته بود بله ایرادی نداره. چون نسبی هستش رضایتمندی.فاش : خب شما الان ادعا دارید که رضایتمندی وجود داره و ما هم می خواهیم به نظرسنجی بزاریم. ببینید ما الان دونفر آمدیم پیش شما و یه سری واقعیت ها رو می بینیم و تا حدودی التیام پیدا می کنیم. شما باید سعی کنید از طریق رسانه ای که در اختیار ماست وضعیت جاری بنیاد رو منتقل کنید. اگر این کاررو انجام ندید هم به خودتان و هم به بنیاد و هم به جامعه ایثارگری ظلم کردید. بنیاد رو متهم به این کردید که نمیتونه مدیریت کنه. الانم چرا دارید این مسائل رو به ما میگید. چون می خواهید رفع اتهام کنید. ما هم از طرف یک عده زیادی از شما سوال می کنیم. شما اصلا" در طول مدیریتتان اصلا" راه نمیدادید البته نه فقط من . من نوعی را.زریبافان : بگم چرا؟ چون یه شبی آمدید اینجا، کلی گپ زدیم و گفتگو و بحث کردیم.فردا تیتر زدید "بوی کباب در بنیاد". گفتم این تیتره که زدید. گفتید باید تا انتها مطلب رو خوند. گفتم 95 درصد افراد تیتر رو میخونن و قضاوت می کنند. گفتم شما منو تحقیر کردید. تیتر واقعا" خراب کرد.فاش : چون شما تخصص رسانه ای ندارید اینگونه برداشت می کنید.زریبافان : عزیز من وقتی خود من کباب در بنیاد هم نخوردم این تیتر واقعا" تخریب کننده ست.فاش : اتفاقا" تنها مطلبی که خوانندگان با خواندن آن نظر مثبتی نسبت به شما پیدا کردند همون مطلب بود. هر کسی ما رو میدید می گفت خوب رپرتاژ اگهی زدید برای بنیاد و زریبافان.زریبافان : من هنوزم میگم 95 درصد مردم تیتر رو میخونن.و اینجور تیتر زدن بیشتر تخریب کننده است. گفتم جو گفت و گو و مصاحبه ای بود و این تیتر همخوانی با موضوع نداشت. شما برو در جهت ترویج فرهنگ ایثار و شهادت تیتر و موضوع انتخاب کن و خبر مثبت بزن. زریبافان اگر کار بدی کرد همه انتقاد و بوق و کرنامی کنند ولی فلان کار سازنده رو نادیده میگیرن. همین چند روز گذشته فردی آمد همین طور سرزده (برنامه سرزده)و کلی مصاحبه کردیم و گفتم فلانی دیدید که راحت و بدون تشریفات آمدید داخل اتاق و گفت آره همین طوره. گفتم خب این ها جنبه مثبت هستش دیگه. گفت بله حتما منعکس می کنیم. ولی دیدم فردا مصاحبه رو با جو منفی منعکس کرده.دیدم اینجوری نمیشه که وقت بزارم و بعدش بخوان منفی منعکس کنن. چرا باید وقتم رو بزارم برای این کار.بزارید در مورد کارهایی که انجام دادم بگم. چون واقعا" با گستردگی کار در بنیاد مواجهیم. چون بنیاد واقعا" برای خودش یک دولته، هم تنوع کار و هم عمق کار و هم جامعه هدف ویژه داشتن. برای بهتر انجام دادن خدمت در بنیاد آمدیم در وهله اول تکدی گری رو از بنیاد دور کردیم تا بنیاد تبدیل بشه به یه بنگاه سیاستگذار و نادر. اگر یک دستگاهی در وظایفش نسبت به ایثارگران کوتاهی کرد بره یقه اش رو بگیره. الانم اگر در اداره ای به ایثارگر ظلم بشه من نمیتونم کاری بکنم. ولی من باید قدرت تعزیرات حکومتی داشته باشم تا بتونم حق ایثارگران ظلم شده رو بگیرم و نظرم نظر حکومتی باشه تا برش داشته باشه. ولی الان این طور نیست. مثلا" الان نمیتونم بگم وزیر بهداشت! چرا درمان ایثارگران اینطوری شده میگه خودت وظایفت رو درست انجام میدی؟مثلا همین مسئله حقوق؛ به فلانی میگم شما که 700 – 800 هزار نفر رو حقوق میدی حقوق بنیاد شهید را هم بده. مثلا میگیم فلانی کارمند فلان اداره هست، اگر بیمه اش کردی بیمه تکمیلی هم بکن. میخوام بنیاد این طور بشه که حق همه ایثارگران در ادارات و ارگان ها رو بگیره. اما الان خود بنیاد هم درگیر خودش شده. خود آقا فرمودند به وزیر آموزش و پرورش که موظف هست بر اساس سیاست های بنیاد عمل بکنه ولی الان اینطوریه؟ نه نیست . مثلا" آموزش و پرورش میگه بچه های مدارس شاهد نیازی به فوق برنامه ندارن.فاش : اتفاقا الان بیشتر مدارس شاهد تبدیل به مدرسه بچه های فرهنگی ها شده.زریبافان : اتفاقا" الان اینطوری شده که ما قدرتی نداریم که بتونیم جلوی برخی از این تبعیض ها و ظلم هایی که به ایثارگران می شود را بگیریم.فاش : یکی از ضعف هایی که به مدیریت شما وارد شده این هست که ضعف نظارت دارید.زریبافان : اتفاقا" در هیچ دوره ای بنیاد مثل دوره من به وزارت علوم و آموزش و پرورش تشر نزده بابت رعایت نکردن حقوق ایثارگران. و الانم آموزش و پرورش یه تجربه بیست و اندی ساله داره و اون موقع که تبصره کردن و کل مدارس رو به اون ها سپردند باید فکرش رو می کردند. الان اهرم نظارتی در اختیار من نیسیت. زمان قبل از من هر کاری که برای بچه های شاهد میکردن میومدن پولش رو از بنیاد می گرفتند. اما من اومدم قاون رو نشونشون دادم و گفتم شما باید ردیف بودجه مشخص کنید و هزینه اش رو خودتون باید انجام بدید. بنیاد باید برای کارهای ویژه فرهنگی سرمایه گذاری کنه و با این ها درگیر شدم و کلی حرف زدم.فاش : بسیاری از دانشجویان شاهد و ایثارگر که الان دانشگاه قبول شدند و با استناد به قانون باید وزارت علوم این ها رو رایگان پوشش بدهد یا بخشی از هزینه هاشون رو بده ولی زیر بار نمیره.زریبافان : بزارید روشن کنم. قبل از من حدود 20 تا 50 درصد از شهریه بچه ها رو وزارت علوم پرداخت می کرد و تنها زمانی که صد درصد از شهریه بچه ها در دانشگاه آزاد و غیردولتی پرداخت شده سال های 89 و 90 و حدودی از 91 بوده. پس نگویید عمل نشده یا نظارت نشده. اومدن گفتن دانشگاه های دولتی مجانی ولی غیردولتی مبلغی پرداخت بشه. حالا برخی دانشگاه ها مثل پیام نور و علمی کاربردی . چون دارای مدیریت خصوصی هستند ولی قانون این ها رو دولتی در نظر گرفته بود و الانم بچه ها بدون شهریه در این دانشگاه ها ثبت نام کرده اند.فاش : خب قضیه این پردیس های دانشگا ه ها چی میشه، این ها رو هم باید طبق قانون، وزارت علوم بده؟زریبافان : منظور از رایگان بودن اینه که طرف آزمون داده باشه و از اون طریق وارد دانشگاه شده باشه. ولی طرف که رفته پردیس و باید ترمی 5-6 میلیون بده، نمی تونم که شهریه 10 تا بچه ی شاهد رو بخاطر یه نفر قطع یا کم کنم. این ها هم اصلا" دولتی محسوب نمیشن. تازه در این چند مدت هم میانگین نمرات بچه های ایثارگر بیشتر شده و هم تعداد مشروطی ها کم تر شده که نشون دهنده پیشرفت بچه های شاهد و ایثارگر هست. قبلا" بنیاد برای هر کاری که برای بچه های ایثارگر انجام می داد می اومد پول می گرفت ولی الان نمیان. خب این ها از نظارت خوب بر وضعیت بچه ها ست. تعداد اعضای هیات علمی هامون بیشتر شده، تازه آن هم با نمرات بالا.
یا اعضای اندوخته شاهد ببینید قبلا" چقدر بچه های شاهد استخدام بودند و الان بیشتر شده. این ها همگی موفقیت هستش و متاسفانه رسانه ای نکردیم. همین مسئله دانشگاه ها؛ یه روزی وزیر علوم آمد و جلسه ای گذاشت و تمامی مسئولین شاهدش رو دعوت کردو منم آمدم از روی قانونی که شورای انقلاب فرهنگی تصویب کرده بود و امضای رییس جمهور پای آن بود خواندم ولی همگی اعتراض کردند که تو می خواهی جو رو بهم بزنی و اخلال ایجاد کنی و من هم گفتم من فقط قانون رو براتون خوندم، از خودم که نظر ندادم. قانون هم این بود که وزارت علوم و آموزش و پرورش باید ردیف بودجه ای اختصاص بدن به بچه های شاهد برای آموزش و ارتقاء سطح علمی. هیچ جا نگفته بنیاد باید به شما پول بده. پس سطح نظارتی ما کمتر که نه بلکه بیشتر شده است. ما هم به نوعی میراث خور گذشتگان هستیم. اگر بچه شهید در دانشگاه به مشکل برخورده تنها مقصر من هستم؟ من باید سعی کنم وضعیتشون رو کمی بهتر کنم. من در حد مدیریتی خودم سعی می کنم یه تکانی به وضعیت بچه های ایثارگر و شاهد بدم نه اینکه بتونم معدل 10 رو بکنمش20. هنر کنم کمکش کنم تا 11 برسه. اگر تونستم به این وضعیت برسه مدیر موفقی هستم. انتقاد این بود که چرا وضعیت بچه های شهید اینجوریه. منم گفتم الان بچه های شهید چند سالشونه؟ گفتن 25-30 سال. گفتم اون موقع که 17-18 سالش بود مدیریت آن زمان بنیاد چه کاری براشون انجام داده که الان اوضاع اینجوری شده؟! وظیفه من این هست که الان اگر بچه شهید یه خورده کج رفت من برم راستش کنم.اگر همین هم بتونم انجام بدم مدیر موفقی بودم.اگر میبینید که جانباز الان ناراضی هست بیشتر بخاطر مسائل جسمانی است که حاد و بیشتر شده و اگر این وضعیت جسمی شون نبود اصلا" این نارضایتی ها وجود نداشت. اما این ها اصلا" برای من مهم نیست. برای من دعای خیر یک فرزند جانباز یا شهید ارزش داره. هفته پیش یک دختر شهید از مشهد زنگ زده بود و فقط گفت من زنگ زدم که بگم فقط میخوام برات دعا کنم. گفتم چرا؟ گفت: من مریض بودم و مونده بودم چکار بکنم. رفتم یکی از بچه های شهدا گفت که بنیاد بیمه ات نکرده و منم رفتم دیدم دفترچه ام آماده است. رفتم برای درمان دیدم 4 -5 میلیون خرجم شده و گفت دعا می کنم که این شرایط درمانی فراهم شده. اما الان اگر یک جانباز اعتراضی نسبت به شرایطش داشته باشه به حساب من میزارن. مثلا پدر و مادر شهید در روستا برای درمان باید می اومدن شهر و برای هر هزینه ای که کردن فاکتور میگرفتن و می آمدن بنیاد و پولش رو می گرفتند.این همان صندوقی هست که آقای رحماندوست می گوید باید احیا شود. این کار غیر شفاف است. چون یه قلکی درست شده بود که هیچ نظارتی هم روش نبود. چون هدف اصلی هم کمک مالی بود، حسابرس هم نمی تونه واکاوی کنه و پیش خودش میگه خب این کمک بوده. اما الان دفترچه فراگیر شده و سازمان دهی بهتری پیدا کرده. حالا این کارها قوته یا ضعف؟ بعضی ها راهشو یاد گرفته بودند و تا الان 100 میلیون پول دارو گرفتن. مدام می رفته داروخانه و نسخه و فاکتور و از این صندوق بهش پول می دادند. الان سازمان دهی شده توسط دفترچه ها، و میزان دریافتی و کمکی به هر فرد مشخصه ولی مال صندوق به این صورت منظم و قابل حسابرسی نبوده. خب حالا روش قبلی خوب بوده که پول رو یه عده خاص استفاده می کردند یا الان که پول و کمک بین ایثارگران تقسیم شده؟ اولین مدعی ما نیروهای مسلح بود در بحث درمان اما الان بهترین خدمات درمانی مربوط به نیروهای مسلح شده درحالیکه اولین جایی که در مقابل ما مقاومت کرد نیروهای مسلح بود. بیشترین شکایت و اعتراضات هم جانبازان شاغل در نیروهای مسلح داشتند که الان دیگه اینطور نیست. الان فقط جانبازان فرهنگی یه مقدار اعتراض دارن که مقداریش هم به بیمه طلایی نکردن اونها مربوط میشه. بالاخره با صحبت ها و جلسات تونستیم تا حدودی رضایت جانبازان شاغل در نیروهای مسلح رو جلب کنیم.
به هرحال چهارسال دوره تصدی امورایثارگران توسط مهندس"مسعود زریبافان"درحالی سپری شد که فضایی از سوء تفاهم و سوء برداشت میان رئیس محترم بنیاد شهید وامورایثارگران وبه تبع آن میان ایشان واقعا " بخشی ازمخدومانشان سایه افکند.
فضایی که علیرغم برداشت آقای زریبافان، بعضا" موجبات فرصت سوزی هایی را فراهم کرد و باعث شکاف ونقار بین دوطرف گردید.
به هرحال فرصتی را که آقای مهندس زریبافان - اگرچه دیر - دراختیارمان قرارداد غنیمت شمردیم و عزم جزم کردیم حرف های ایشان را درباره مسائل مختلف بشنویم و اگرشده برای ثبت درتاریخ آن را برای انتشار آماده کنیم. البته این اولین بار نیست و اواخر دوره مسئولیت دکتر"حسین دهقان"، رئیس سابق بنیاد شهید نیز از طرف یکی از روزنامه های کثیرالانتشار مصاحبه ای با ایشان انجام دادیم که درآرشیو موجود است.
حدود ساعت 20 روز شنبه با برادرعزیز جانبازم سردار"مهدی شکوری"که به خاطر آشنایی و تسلطش به قوانین و مسائل حوزه ایثارگری نام آشنای اکثرایثارگران است ، به طرف ساختمان مرکزی بنیاد شهید درخیابان طالقانی حرکت کردیم. به محض ورود به محوطه ساختمان ، چون می دانستیم مصاحبه تا پاسی از شب طول خواهد کشید ودقایقی هم از اذان مغرب گذشته بود، درکنار مهدی شکوری که به پیشبازماه مبارک رمضان رفته بود ، نماز مغرب وعشا را بجا آوردیم.بعد حدود ساعت 21/30سوار آسانسور شدیم وطبقه یازدهم پیاده شدیم . سوت وکوربود .چراغ اتاق منشی خاموش و دردفتر ریاست بنیاد هم طاقباز بود. دراتاق را بازترکردیم ووارد شددیم. مهندس زریبافان به تنهایی پشت میزی مملو از پوشه ها وپرونده ها و دفترودستک نشسته بود و داشت امضا می زد!
بعد از سلام وروبوسی واحوال پرسی ، مهندس فرصت نداد که آداب شروع گفت وگو یا مصاحبه را بجا بیاوریم وسر درد دلش باز شد و تخت گاز تا نزدیک ساعت دوی نیمه شب طول کشید. می گفت از بعد نماز صبح سرکارش بوده و تا همان اواخر مصاحبه انصافا" سرحال و با انرژی بود ولی وقتی به پایان این مباحثه طولانی رسیدیم گویی پلک هایش چسبندگی پیدا کرده باشند ،خستگی وخواب حسابی سنگینشان کرده بود. گفت وگو نیمه کاره ماند وقرار شد درفرصتی دیگر سووالات بسیاری که یادداشت کرده بودیم ولی فرصت نشد مطرح شود با ایشان درمیان بگذاریم. به هرحال ساعت دوی نصف شب با هم دراتاق ریاست بنیاد را قفل کردیم وپائین آمدیم. مهندس پراید خودش را سوار شد و ما هم خودرو های خودمان را واز بنیاد زدیم بیرون.
فقط فرصت پیدا کردم که بگویم دوستمان روزه بوده تا فکری برای افطارش بکند. زنگ زد آش رشته ای که شاید سهم خودش و ازخانه آورده بود را درسه پیاله کوچک به همراه نان وپنیر وگردو وخرما وسبزی آوردند. ما می خوردیم واو تند حرف می زد . بله مهندس معمولا"تند (سریع)حرف می زند و به همین خاطر همکاران ما برای پیاده کردن این مصاحبه به مشکل خورده بودند.
طبق معمول مهندس ازدست ما رسانه ای ها شکار بود. برای همین هم برای شروع ، به محض رسیدن ما را با انتقاد تندش نواخت:
رسانه یعنی فقط تخریب؟ رسانه یعنی کشف موضوع، یعنی روشن کردن موضوع. یعنی اتفاقات دیروز (اشاره به تجمع گروهی از آزادگان وجانبازان مقابل بنیاد)رو شما نمی تونستید برید به قانون بودجه مراجعه کنید بگید طبق قانون بنیاد درست میگه یا دروغ، نمی تونستین؟ فقط خبر رو از رو دست این و اون می زنید.
فاش: ما نمی تونیم نزنیم آقای مهندس. خبری که اتفاق افتاده ما اگر نزنیم دیگران می زنند.
زریبافان: بزنید ولی با تحلیل بگید بررسی کردیم که .....ببخشید اینجا چرا آقای مجتهد زبانش بند میاد؟ مگر مجتهد مجتهد قانون نیست. نمیتونه بره بگه زریبافان دروغ میگه یا راست میگه . چرا اونجا که میخواد من رو خراب کنه هی قانون به رخ این و آن می کشه.اما اونجا که می خواد روشن کنه قضیه رو بالاخره زریبافان درست میگه یا غلط یا من درست میگم یا غلط میگم. ببخشید آقای مجتهد میتونه بگه من رفتم قانون رو بررسی کردم زریبافان دروغ میگه، سهامی در کار نیست یا بگه زریبافان راست میگه سهامی درکار هست یا بگه درست میگه غیر از سهام چیز دیگه ای نیست.نمیتونه بگه؟ چرا اینجا رسالت نداره. برای اینکه زریبافان رو خراب کنه حرف میزنه. ببین ما تو دینمون داریم من احساس میکنم حقی ازیک مومن داره ضایع میشه تکلیف دارم اظهار نظر کنم. تکلیف دارم.یک موقع است نه من احساس درک مسئولیت ندارم ما همه مسئولیم دیگه اگر این احساس یک نهادی حقش ضایع میشه میاییم میگیم آقا یک موقع است اطلاع نداریم,ادعا نداریم,هیچ ادعایی نداریم، هیچ اطلاعی هم نداریم اما آنقدر مدعی هستیم که ما دایرالمعارف قانونیم و وظیفه داریم که بیایم بگیم. شما ببیند واقعا" زریبافان همش عیب بوده یا زریبافان صدتا عیب بوده دوتا حسن بوده. که شما از صد تا عیبش دوتا حسن نگه میدارید.
فاش: آقای مهندس! رسانه باید مدیریت بشه ما باید مدیریت کنیم اخباررو. اونهایی رو که ما منتشر کردیم شما فقط می بینید.
زریبافان: نه شما فقط دنبال مخاطب پیدا کردنید یا می خواین روشن گری کنید؟ شما فقط منفی ها را می بینید ومنتشر می کنید. هرچه علیه من است می زنید.
فاش: اگر دنبال مخاطب هم هستیم نمی خواهیم مخاطب بره اون جاهایی که در واقع اونها ریشه رو می زنند. ما باید مدیریت کنیم . ما برای شما کپی کردیم فرستادیم اونجا هایی که شما کارهای خوبی انجام داده اید ما درسایت برجسته کرده ایم.
زریبافان: خوب قبول دارم به همون نسبت بوده ؟
فاش: به همون نسبت نبوده؟!
زریبافان: نبوده دیگه.
فاش: بالاخره شما روابط عمومی دارید و اینها وظیفه ی روابط عمومی شماست .
زریبافان: کار نداریم. ماهم ضعیفیم، اشکال کارمون اینه که سرمون را انداختیم پائین فقط کار می کنیم. اما من می خوام بگم رسانه خودش یک تکلیفی داره . من می خوام بگم آدم هایی که مدعی هستند تاکید کنند دیگه.
زریبافان: ببین اومدن گفتن که چون غیر از مجتهد کی نبود دیگه . اومد گفت زریبافان تو مجمع با لایحه مخالفت کرد اما نگفت چرا مخالفت کرد . خود همین آقای مجتهد نامه نوشت به آقای هاشمی رفسنجانی که تصویب این لایحه خیانت به جامعه ی ایثارگری . حرف ما این بود که من رفتم با آقای لاریجانی صحبت کردم گفتم آقای لاریجانی این لایحه را قبول داره ایراد داره گفت آره قبول دارم گفتم پیشنهاد شما چیه من پیشنهادم این بود بشینیم مجلس بیایم که از اول شروع کنیم گفتن نه معتل می شیم بشینیم مجلس و دولت ومجمع همین را اصلاح و برطرف کنند تصویبش کنند. گفتند موافقیم ما آماده ایم توافق کردیم باآقای لاریجانی بعد از توافق با آقای لاریجانی یک جلسه گذاشتیم تومجلس یه تفاهم کلی کردیم این یک کارفرهنگی بود. اون آقا کیه که نماینده ی تبریزهم هست جانباز70% ایشون هم بود یکی دوتا از دوستای مجلس هم بودن توافق کردیم که بالاخره بریم بندهای اختلافی و این بند که مشکل داره می فهمیم ماده ی39 که میگن این حقوق روقطع کنیم . گفتیم بریم بشینیم اونها را اصلاح کنیم و بعد هم به عنوان مصوب مجلس توافق کردیم . قرار شد جلسه ی بعد مان با مجمع باشه یعنی ما و مجمع و مجلس نمایندگانمون بشینن با هم حرف بزنند خوب من رفتم جلسه، مسعود واعضی از طرف مجمع و آقای فرهنگی و همان جانباز 70 درصد که خیلی آدم خوبی هم هست و مظلومی هست و نشستند بحث کردند. دقیقا دو الی سه ساعت طول کشید آقای واعضی بحث حقوقی کرد گفت حرفتون خوبه اگه بتونید این کار رو بکنید. اما قانونا نمی تونید بکنید. یعنی قانونا نمی تونه قانون اصلاح بکنه بعد تصویب بکنه. بحث حقوقی کرد. گفتیم با این حال همین رو تو مجمع بگیم ببینیم چی می شه. باید دفاع کنیم ازاین تز؛ باز همین حرف رو تو کمسیون اجتماعی مجمع زدیم این ها همه ربط داره دیگه این نیست که بخواهیم کتمان کنیم . گفتم حالا بیاییم پیشنهادمون اینکه این رو قبل از تصویب اصلاح و بعد تصویب کنیم . دوباره تو کمسیون اجتماعی بحث شد گفتند نمی شه و می شه و نمی شه و بالا خره همین گزارش رو اومدم تو مجمع دادم ما به دو دلیل مخالفیم؛ یکی این که بار مالی اش تامین نشه فقط نارضایتی ایجاد می کنه و دولت هم با این کیسه ی خالی که داره از پس عهده اش برنمی آید. باید اصلاحاتش را انجام بدهیم و بعد ابلاغ بکنیم . مجمع گفت پیشنهاد دومت قابل قبول نیست. نمی تونیم این کار رو بکنیم . همون حرف آقای مسعود واعضی را زد بحث دوم هم که بار مالی داره مجمع گفت تصویب می کنیم . بار مالی چه قدر داره گفتند شش هزارتا بعضی از دوستان حرف بی منطق زدند گفتند شش هزار میلیارد چقدره مگه کل بودجه ی عمرانی سال گذشته ما هشت هزار میلیارد تومان بوده ، کل بودجه ی عمرانی کشوربوده
فاش: حالا اینهاجمع شده و آقای مهندس! قوز بالا قوز نمی شه؟
زریبافان : نه. این قانون هر موقع تصویب بشه بار مالی داره .
فاش: چه بخشی از اون قدیمی هست آقای مهندس؟
زریبافان: هیچیش به قدیم بر نمی گرده .
فاش: اگر برگرده چطوری نگاه کنیم ، بریم سراغ موادش که قدیمی است؟
زریبافان: قبول داریم یک بخشی از مواد اون عین مواد قدیمی فقط گرم کرده و یک بخشی اصلاح کرده ، یک بخشی قوانین قبلی بهتر از این بوده مثل درمان . گفتیم شما که این رو تصویب می کنید اینها رو که بعدا" دولت پیشنهاد داده مجلس تصویب کرده چی میشه اینها تباه میشه. خیلی خوب درستش می کنیم هرچی مجلس تصویب کرده به قوت خودش باشه، پیشنهاد خود من بود و گرنه بقیه نمی دونستند که گفتیم آقا یک سری مصوب و بند هایی داریم مثل مسکن، درمان، آموزش اینها قوانین خوبی که بهتراز لایحه است که تصویب کردن گفتن اونها به قوت خودش باقیه. حتی ما گفتیم این رو همین طور تصویب کنید. ما می دونستیم که اگر مجلس دست ببره امکان داره مشکل ایجاد بشه، اختلاف ایجاد بشه. تو امانت داری خیلی سخته دیگه شما می خوای جمله رو اصلاح کنی یک جوری که همون رو بیاری اینجا خیلی سخته کار، کارشناسی این هم بود که مجلس خیلی معطل شد تا توانست اصلاح کنه. گفتیم خودمون رو به دردسر نیانداختیم. من هم می دونید نگران چی بودم؟ می دونستم مجلس درگیر جای اون میشه3 ماه میگذره، سال مالی هم میگذره . درمجلس همین طور شد دیگه. ما گفتیم آقا این آقای رضایی شاهده من دوتا جلسه با آقای رضایی داشتم . گفتم آقاجون بیایید این یک مورد رو تحقیق کنید. یک تبصره بزنید . بند فلان، فلان، فلان که مصوبه ی مجلسه بهتره. اونها قابلییت اجرایی داره که این توی آبان ماه ، آذر ماه بیاد. دولت ، دولت بیاد بودجه اش رو پیش بینی کنه . معدنی گفت نه من می خواهم اصلاح کنه . آنقدر معطل کرد . موقعی تصویب کرد که سلیمانی پیشنهاد بودجه گذشته بود و دولت در بودجه ش نکشیده بود. اینها تقصیر منه؟ نظرات خوب من رو هیچ کس ندید، هیچ کس نشنید؟ فقط شنیدید که زریبافان گفته مخالفت می کنیم. من تو هر جلسه ای رفتم گفتند آقا تنها مخالف جلسه آقای خجسته رسما تو مجلس میگه تنها مخالف لایحه زریبافان بوده . اینجوری نبوده خیلی های دیگر هم این حرفو زدند. آقای لاریجانی رئیس قوه ی قضاییه عین حرفای من رو زدف دو بار زد خدا شاهده . فقط من مخالف بودم؟ رای گیری کرد رای نیاورد. مخالفت من به این دلایل بوده نه این که با اصل قضیه مخالف باشم. مگه من چکاره ام که با اصل قضیه مخالف باشم. فاش: آقای مهندس توی لایحه ما یک سری موارد داریم که از قبل بوده ولی شما اجرا نکردید.
زریبافان:مثلا"؟
فاش: شما هم بنیاد رو دارید تو مدیریتتون هم بنیاد جانبازان. قبل از شما بنیاد جانبازان و بنیاد شهید حالا اواخر دولت اول آقای خاتمی ادغام شد . منتها اگر شما برگردید به همین قوانین بنیاد شهید، این بنیاد شهید چه کرد؟ گفت الان چرا حقوق شهدا رو از همون اول که شهید می شدند با اشل نیروهای مسلح پرداخت کرد .
زریبافان: اونا مشکل داره الان مشکلات ماله چیه؟
فاش: نکته همینه ولی مطالبات احکام شهدا مربوط به پایین تر از جانبازانتون هست.
زریبافان: نه بالاست .
فاش: در مقایسه با جانبازان
زریبافان: از این تقریبا پنج هزارتایی که ما ادعا داریم سه هزارو چهارصدوپنجاه شصت تا شو تایید کردند، بقیه اش را دارند بررسی می کنند. هزارو مثلا چهل پنجاه تاشون مال آزادگانه. خانواده ی شهدا بیشترند هم حقوقشون هم بازنشستگی هاشون.
فاش: برای اینکه برای جانبازان باب بازنشستگی را باز نکردید، بین قانون جانبازان برای حالت اشتغال و شهدا فرقی هست ؟
زریبافان:اصلا" ببین قانون حالت اشتغال مال چه سالیه؟سال 72 . یعنی کسی که باید حالت اشتغال می شده اولین سال 72 پس تازه باید در بیان.
فاش: نکته همینه. نکته اینه که شما مواجه هستید با بنیاد شهید و بنیاد جانبازان ، بنیاد شهید احکام شهدا را طبق اون چیزی که در قانون بود را انجام داد. وقتی به بنیاد جانبازان رسید بنیاد جانبازان ساز مخالف زد. من الان نامه اش را آورده ام. یک مصاحبه ی کیهان گرفت با آقای دکتردهقان اون جایی که تو کیهان مصاحبه شد اوایل آقای دهقان . آقای دهقان ببخشید باید به من پول می دادند اجرا نکردند من قانون و قبول دارم مشکل مالی دارم بعد اومد آقای دهقان وقتی مدیریت اش حاکم شد باز اومد تیمی که براش غلبه کردند تیم بنیاد جانبازان بودند. یعنی شما دو مدل آدم تو مجموعه ات داری. الان هم داری. من حالا ضبط روشنه، بعد می تونم اسناد هم نشون بدم. خودتون می دونید یک مدل آدم هایی که دربنیاد شهید بودند یک جور قوانین قانون حالت اشتغال را خونده اند . برای سپاه و ارتش رو توی مجلس هم یک مجلس زمان آقای کروبی که حتی بعضی خانواده های شهدا هم سروصدا کردند رفتند داخل. معروف شدند جلسه ی کبابی . بخاطر اینکه اون روز نماینده ها کباب خورده بودند.ما هم در اون جلسه بودیم، آقای شریعتی و آقای ابویی اومدن سوگند خوردند که به خدا ارتش و سپاه هر حکمی صادر کنند به جز مصادیق اختلافی درونی یک حکم ، هر حکمی را صادر کنند ما اجرا می کنیم . همین حکم در بنیاد جانبازان هم بود. الان دارم نامه ی کاشانی رو . حالا بعد ما تو پرداخت عملیاتی کردن تو سال های مختلف به مشکل بر خوردیم شد مطالبات. تو همه ی سیستم دولت هم هست، تو همه ی دستگاه ها اون ردیف دیوان مطالبات همیشه مکتوب تو حوضه ی جانبازان هست. متاسفانه دوستان شما اساسا" منکر پرداخت حقوق جانبازان با اشل سپاه و بسیج شدند.
زریبافان: نه، داریم میدیم. چه کسی میتونه منکر بشه؟
فاش : الان تا این آخری که آقای میر مرادی اومده که با سپاه توافق کرده .
فاش: بالاخره مدیریت شماست.
زریبافان: نه مدیریت شخص من نیست. مجموعه ی بنیاده . نیرو های مسلحه. نشستیم بحث کردیم گفتیم موارد اختلافیش چیه؟ یکی یکی وارد بحث کردیم. یکی از بزرگترین کارهایی که ما کردیم همینه که مشکلمون رو با نیروهای مسلح حل کردیم. قبلا" همش دعوا بوده.
فاش: قبلا" احکام را سپاه صادر می کرد. همکاران بنیاد جانبازان شما با گونی برگردوندند احکام سپاه را.
زریبافان: خوب اشکال داشته دیگه، اینها اشکال می گرفتند . مثلا" سال 90 و 91 دولت گفت افزایش حقوق 7درصد، بیشتر که نبود. اما نیرو های مسلح برداشتند برای خودشون 35درصد و45درصد افزایش دادند. پدرتون خوش مادرتون خوش از کجا بیارم بدم . بعد ما چکار کردیم؟ دیدیم که ما نداریم ، گفتیم فوقش اثبات میشه حرف اونها درسته دیگه. افتاد تو دعوا بین ما و نیرو های مسلح . قرار شد بشینیم حل کنیم . ما به بچه ها گفتیم شما اونی که دولت داده را عمل کنید بعد اعمال بکنیم. اگر معلوم شد طبق قانون من و بنیاد و معاونت برنامه ریزی، حتی معاونت نیروی انسانی بعد چهار تا بشینیم حل کنیم .
فاش: نکته اینه که اساسا" همکاران شما در حوضه ی بنیاد جانبازان به این معتقد نبودند که احکام نیروهای مسلح قابل اجراست.
زریبافان: من که قبول نداشتم. من که نمی خوام برگردم عقب. من می گفتم هرچی قانون میگه . قانون میگه نیروهای مسلح. فوق این که دولت میگه بودجه ندارم.
فاش: درواقع شما می گید که از زمانی که مدیریت شما بوده حالا اعتقاد به بدنه پیدا کنه، عملیاتش رو کاری ندارم یعنی من به عنوان آقای زریباف معتقد بودم باید بچه های بسیج هم مثل شهدا ی بسیج احکامشان را نیروهای مسلح صادر کنه و من پرداخت کنم. حالا وسع پرداختم چقدر باشه اون امری جداست .
زریبافان: درباره شهدا هم همین مشکل رو داریم. همسر شهید میگه من چه گناهی کردم شوهرم بسیجی بوده ، یا شوهرم سرباز بوده. خانم سپاهی دومیلیون تومن حقوق می گیره و من هشتصد تومن می گیرم. حرفش درسته. خوب من چه گناهی کردم که به من بودجه براساس همان احکام میدن یا احکام رو اونجور می زنن؟ من شخصا" قبول دارم . کاری به رئیس بنیاد بودن ندارم، اون هم به عنوان یک فرد. میگه بچه بودم رفتم جبهه داداشم سپاهی بود، دو تا داداش یکی بسیجی و یکی سپاهی. حقوق خانم شما هشتصد تومن حقوق اون یکیشون یک وهشتصده یعنی این بی عدالتی نیست؟ من میگم بی عدالتیه اما دست من نیست تا اصلاحش کنم.
فاش:تو سپاه و ارتش بین حقوق کادر ثابت و بسیجی اختلاف هست؟
زریبافان: بله.
فاش: آیتم هایکسان نیست؟
زریبافان: نه، نه، ببین همین الان چقدراز این پیامک ها زدن یا خوبه بدونید این دل زریبافان چی باشه که اینها رو بشنوه وبعد هم قرص نشسته باشه و فقط تلاش بکنه. به زریبافان : "لعنت خدا به شما و پدرانتان . که زالو صفتانه خون ما را می مکید . لعنت خدا به شما که پول تو جیب بچه هایتان اندازه ی کل حقوق یک ماه ماست."
فاش:با چه منطقی این پیامک را داده؟
زریبافان: حالا هرچی: "ومن وفرزندانم در اوج سختی زندگی کنیم . همسر یک جانباز بالای 70درصد طبق قانون خودتون شهیده . به زریبافان به این وقت عزیز اذان به پهلوی شکسته ی حضرت زهرا(س) و خدا نسل شما و نسل دیگر مسئولین که به ما ظلم می کنند نابودکند و داغ جگرگوشه هایتان را به دلتان بگذارد، چرا حقوق زن یک شهید سپاهی بالای دو میلیون باشه و حقوق همسریک جانباز سرباز شهید که بچه های شهید را داره نگهداری می کنه به یک سوم آن هم نمی رسد وبا سختی گذاران زندگی می کند. خدا عذابشون را زیاد بکنه به حق امام حسین (ع) ".
من اعتقاد دارم بارها گفتم بریم دنبال یک چیزی که اینها را درست کنیم .
فاش: پس آقای زریبافان شما می گید تا تو اشل سپاه که اومده یک سپاهی کادر رو با یک بسیجی تفاوت قائل شده این خلافه ، خلاف نه بی انصافیه و این اوج بی عدالتیه که دو شهید رو اینجوری درنظر دارند، اونی که من می دونستم این بود که تو سپاه. ارتش رو نمیگم .
زریبافان: اینجاست که من میگم وقتی این مصیبت ها رو دارم اگر کسی دو تا حقوق می گیره یا سه تا حقوق می گیره ، نباید بگیره . اینجاست که من مقایسه می کنم .
فاش: نه، آخه چه ربطی به اون قضیه داره آقای مهندس؟
زریبافان: من میگم بالاخره این بودجه رو به من دادن من بیام عادلانه عمل کنم . کسی دوتا حقوق نگیره سه تا حقوق نگیره . فاش: دوتا حقوق اگر هم میگیره طبق قانون میگیره .
زربافان: این قانون رو دستگاه نظارتی قانون تعیین تکلیف می کند و قانون آقای دهقان بنده خدا رو محکوم می کنند. و داره هی کسر حقوق می کند ازش؛ درباره من هم همینطور. میگه تو چرا حقوق دوم رو قطع نمی کنی. این دیوان هست دیگه، هم دیوان محاسبات هم دیوان عدالت اداری وحدت رویه دارن شما میدونی که برای دیوان عدالت از مصوبه مجلس بالاتره.
فاش:دیوان محاسبات داریم دیوان عدالت نداریم. دیوان عدالت به شما نامه زد؟ نامه ی آقای دهقان؟
زریبافان: نه. محکوم کرده دیوان عدالت، رای به وحدت رویه داده.
فاش نیوز:بعد رئیس دیوان نامه داده، آقای دهقان پاراف کرد به آقای انصاری.
زریبافان: یک نامه فقط رئیس دیوان داده که گفته بود میشه. نامه با حکم دیوان فرق میکنه. شما خودتون حقوقی هستید . بین نامه دیوان حقوقی یک شخصیت حقوقی داره رای دادگاه بالاتره. وحدت رویه بالاتراز همه ی اینهاست . الان وحدت رویه داده گفته شما باید رفع کنید. همین کارو دیوان محاسبات کرد. ما رو دو سه بار محکوم کرد، زمان دهقان و اوایل کار من. ما رفتیم گفتیم بابا ما چکار کنیم. بعد هم رفتن قطعیش کردن. همه ی اینها جلوتر ازمنه اونیه که داره چک امضا میکنه، آخرسر ذیحسابه من که نیستم. ذیحساب میگه من نمی تونم امضا کنم . به من نوشته خلافه. الان همین دو حقوقه ها رو که میگن قطع بکنید الان سفت ایستاده چرا قطع نمی کنی. من الکی امروز وفردا می کنم .
حالا اگر این همسر شهید منو نفرین می کنه درست هم می گه . من بی چاره به این حق میدم.
فاش:شما میگید من مخاطب نفرین نیستم چون من اشل و اعتبار رو نبستم.
زریبافان: نه نه. اگه یک روز از اداره ام برم بیرون تو خیابون اگر اشتباهی یک خلاف رانندگی کنم طرف شیشیه اش را بده پا یین بگه خدا لعنتت کنه، شب خوابم نمی بره . خدا شاهده خوابم نمی بره که این لعنت کرد به من وپدرم. اما اینجا میگم خدایا با تو معامله کردم . هرچی دلشون خواست توهین کردن میگم با تو معامله کردم. من الان بعضی از اونها رو دارم. تو دولت به یکی از همکاران نشون دادم . گفتم هرکی می میره دعای جوشن کبیر و چی و چی و چیزای متبرکشو بگیره بزاره تو کفنش. من میگم اینها رو بزارن تو کفن من برای این که اینها فردا اون دنیا سر پل صراط هرکی این فحش و تهمت روبه من زد اینها همه مکتوبه دیگه، اونجا یقه شو می گیرم. اما اینجوری ناراحت نمیشم عین کوه می ایستم باز هم میروم دنبال کارش.
ما مثلا چهل هزارتا آزاده داریم ما هرکی رو فکر می کردیم آدم موثریه توجیه کردیم . اون خودش که توجیه می شه میره به بقیه که نمیگه که آزاده ی ما حرف یک آدم که از خودشه و نمیتونه چه قدر حسن نیت داره نسبت به اونها ترجیح میده میگن . آقا ، آقای خجسته آقای جعفرزاده ، آقای جعفرزاده میگه من نکردم البته من به اطلاعات دادم بررسی کنن ببینم کی زده پیامک ها را، کی زده . چون اونها میدونن من شکایت کردم. آقا این پیامک ها رو زده کی اینها رو داره تحریک می کنه. من که آروم نمی شینم . بابا این قانونه قانون میگه مطالبات سهام باشه . زریبافان نمیگه. من که از خدا میخوام پول بدم. مگه اون ششصد تا رو که پول دادند من با افتخار خرجش نکردم؟ فوری توزیع کردم تا 8/12 تصویب شد .
من دیدم اگر تو این ایام تعطیلات نوروز نباشم این سوخت میشه. ببینید این برنامه ریزی داره دیگه . تصمیم گیری کنیم تقسیم اش کنیم ، حساب باز کنیم ، کار اجرایی داریم . ششصد میلیاردو اینجوری فوت نمی کنی که بره تو حساب ها . من تمام ایام عید رو تو دفترم اعتکاف کردم . خدایی همه زن و بچه مو فرستادم پنج روز مشهد. این شد اسلام!؟ گشتیم یک فامیل پیدا کردیم گفتیم این بچه های ما رو ببره. پانزده روز اعتکاف کردم. برای چی برای اینکه پول سریع بره تو حسابشون. بلافاصله اولین روز بعد از تعطیلات همه پول تو حساب همه بود. از خدا می خواستم الان هم از خدا می خوام پول بدن سرمو بلند کنم توزیع کنم.
آزاده میگه زریبافان دوهزاروپانصد میلیون تومن پول گرفتی و نمیخوای به ما پول بدی و بجاش میخوای سهام بدی. من مگه مجنونم، دیوانه ام پول بگیرم بزارم تو حساب بعد خودم هم می دونم یک ماه دیگر بیشتر نیستم . بعد نفر بعدی بیاد توزیع کنه. آخه هر آدم عاقل این کار رو می کنه. شما باشی این کا رو می کنی. اینقدر آدم ایثار می کنه این پولو نگه داره نفر بعدی توزیع کنه . کی این کار رو می کنه مگه من دیوانه ام این کار رو کنم .
فاش : این خوبه که شما اطلاع دارید از اینها. ما تازه تا این حد شو هم سانسور می کنیم. می گیم که آقا این نباید به خودش اجازه بده به یک انسان لعنت بفرسته ولی شما یکی که مطلع اید وقتی اطلاع پیدا کردید، حتی اگر با لحن بد اون وقت تربیت بچه ؛ بچه رو یه موقع می ترسونی میره زیرزیرکی عمل میکنه، ولی وقتی هیچی بهش نگی بدونی داره چکار میکنه حتی داره خلاف می کنه....
زریبافان: مگه زریبافان بلد نیست مثل بقیه مسئولین خط موبایل عوض کنه؟ چرا عوض نمی کنه؟ زریبافان از اول تا آخر دولت خطش رو عوض نکرده. کدوم مسئول این کار رو کرده؟
میلیون ها نفر شماره من رو دارن یعنی حداقل چند میلیون دارن، ایثارگر ها غیر ایثارگر. من مگه کاری داره عوض کنم . عوض کنم اصلا" خیالم راحته . اما بهتره برای اینکه می خوام حساسیتم به مسائل کم نشه . بزار خبر رسانی کنند. فحشم میده ولی خبردار میشم که اونهایی که فحش میدن سابقه شونو گرفتم که ببینم مشکلش چیه . پرونده خدماتشو گرفتم که ببینم مشکلش چیه
فاش: در واقع این جانباز شما داره با اشل بنیاد حقوق میگیره ،جانبازی که شهید میشه اگر کادر نیروهای مسلح نباشه بنیاد خودش حقوقشو میده؟
زریبافان:بله اگر نباشه اینها معمولا" سپاهی و بسیجی بودن دیگه .
فاش نیوز: نه، بسیجی ها رو بنیاد با اشل سپاه نمیده.
زریبافان: ما مشکلمون با نیروهای مسلح همینه دیگه ، یک بام و دوهوا بدترین چیزه . اختیار با یک نفر باشه پاسخ گویی با یک نفر دیگه باشه مگه میشه یک همچین چیزی ؟ اختیار میزان حقوق با نیروهای مسلحه اما پاسخ گوییش با من . یکی کنید هرکی تعیین حقوق می کنه خودش هم پرداخت کنه، خودش هم پاسخگو باشه . چون وقتی که نیروهای مسلح خودش نمی خواد پرداخت کنه حساسیت هم نداره، تو فروردین صادر میکنه . نشد اول برای کادرها شو صادر می کنه بعد بازنشستگی، هر وقت وقت کرد برای شهدا را صادر می کنه. همیشه بنیاد با نیروهای مسلح اینجوری بوده دیگه . طرف درجه می گرفت مثلا" آقای فلان به درجه ی فلان نائل شد، درجه رشد کرد، ترقی کرد از کی اعمال کنید از پانزده ماه قبل. خوب از پانزده ماه قبل می زدید . همیشه مشکل داشتیم. ما اومدیم گفتیم بیاید یک پارچه اش کنیم هرکی گفت خودش هم حقوق بده . نیروهای مسلح زیر بار نرفت .
فاش:حکم آقا رو داشتیم که گفته بودند بنیاد چکاره است.
زریبافان:یه موقع اومدن گفتن آقا گفتن که بنیاد کارش همینه. آقا گفتن نخیر، بنیاد کارش انجام میده درست شد گفتن مخالفتی ندارم نه خیرش رو برداشتند .
فاش: یعنی حکم هم ندادند؟
زریبافان: نه آخه ببین الان شما گفتین آقا مخالف بودند دیگه یعنی چی یعنی تا اون رو می گفتین بگو آقایون گفتن حرف نمی زنیم . بعد آقا گفتن من مخالفتی ندارم با هم حلش کنین. خیلی خوب ما که می خوایم حل کنیم. گفتیم برای چی اصلا" اینگونه کنیم. 1- روابط و شأن خانواده ی شهدا . 2- جلوگیری از تردد بیجا شود - سردرگمی هایشان - بی احترامیاشون . بالاخره طرف هی میاد میره نه من پاسخ میدم نه او پاسخ میده. بعد گفتیم نظرسنجی بکنیم ببینیم اکثریت چی میخوان همونو عمل کنیم ، حتی ما گفتیم شما نظرسنجی کنید . اما به توافق رسیدیم که هر کی رو که خانواده ها بهش گرایش داشتند. هرکی خانواده ها گرایش داشتند که حقوقشون رو می داده همون حکم بزنه. نتایج نظرسنجی هم این بود که ما دلمون میخواد حقوقمون را بنیاد بدهد. همه میگن بنیاد اخه ، بد کار می کند، آدم هاش ایثارگری رو نمی فهمن. حرف هایی بعضی از دوستان میزنن. اگر بنیاد اینقدر بده چرا همه ایثارگران میگن درمانمان با بنیاد باشه حقوقمان رو بنیاد بده . حتما" خوبی هایی هم داره دیگه . شما جرات می کنید تو سایتتون علیه مثلا" ...یکدونه خبر بزنید .
فاش: میزنیم چرا نمیزنیم؟
زریبافان: اینقدر که علیه ما میزنید برای اونا هم می زنید؟
فاش: همین که شما گفتید که الان حقوق شهدا کادر و غیر کادر را
زریبافان: نباید مطرح کنیم ها. برای این که مطالبه ایجاد میشه. ببین وقتی طرف حس این تبعیض رو نداره زجر هم نمی کشه. من وظیفه دارم پیگیری کنم ولی ما میگیم بنده ی خدا این خانم شهید چون قبلا" متوجه نبوده الان عذاب می کشه از این تبعیض . می دونید که مطرح کردن یک سری بی عدالتی از اعمال بی عدالتی خطرناکتره . نباید بریم مطرح کنیم بلکه باید حلش کنیم. وگرنه کاری که آقایون تو مجلس می کنند میان میگن آقا باید فلان کار رو کرد . میگیم آقا تا نشده نگین .
فاش: شما چرا با نماینده های مجلس تعامل درستی ندارید؟
زریبافان: ما نداریم؟! ما به اونها میگیم آقا به جای اینکه دنبال حرف های بی حساب برید و برای دولت و نظام تعهد ایجاد کنید بیاید برای مشکلات مثلا" شما که یکی دو باراخیر گفتیم همین معوقه هاست گفتیم یکی ازهمین مشکلات ما معوقه و سهامه، گفتیم شما کمک کنید یک بندی یک پیشنهاد هم دادیم گفتیم بیاییم سهام رو اونا انتخاب کنن بعد ما بیاییم تو رقابت سهام رو بخریم اگر کسی دیگه نخرید بدن به ما بعد سهام را بلوکی، قیمت گذاری کنند نقد و نسیه قیمت گذاری کنند به من نقد بدن بعد به من بلوکه بدن من برم جزء بفروشم این میشه تبعیض؛ ما به مجلسی ها گفتیم به جای اینکه حرف بی حساب بزنید تو مجلس بعد هم دعوا کنید بعد هم توهین کنید به ما ، این بند رواگر حل کنید پنج شش هزار میلیارد میره تو جیب ایثارگران مشکلمون حل میشه. فعلا" یک نفر از این آقایون دنبال این قضیه نرفتن . حتی آقای رحماندوست هم نرفتن . من خودم گفتم این رو حل کنید برای ما. یا ما خدمت شما عرض شود که دانشگاه سهمیه داریم دیگه. چقدر استفاده می کنیم؟
فاش: خیلی کم.
زریبافان: چرا؟ چون که میگه جانبازای پنجاه درصد به بالا. خوب بیاییم بگیم هر چی جانبازهست. بزارید بچه ها از سهمیه استفاده کنند . الان هم که دیگه کنکوربرداشته شده ولی بالاخره یک احترامه دیگه. بیایید بشینیم گره ها رو حل کنیم. فقط می بینیم که آقایون دارن تو مجلس میتازونند. چند بار جلسه گذاشتیم با ایثارگران مجلس که فقط سه تا آمده باشن؟ میگن با هیئت رئیسه جلسه بزارید. بابا ما کی هیت رئیسه رو می بینیم ؟ مگه ما چقدر می تونیم مدام بگیم، بعد میرن هرکی برای خودش کار خودش رو می کنه . این حرفو نزنین که ما تعامل نمی کنیم . اونها تعامل نمی کنند . ببین ما دستگاه اجرایی هستیم اونها باید بیان کمک ما.
فاش: ببینید موقع تصویب بودجه تلفیق بهترین فرصت برای بنیاده که این کمبودها که تو بودجه و مسائل هزینه ها حل بشه. پیشنهاد شما تو لایحه چی بوده؟
زریبافان: توی مجلس سه هزارو چهارصد پانصد میلیارد تومن به بودجه ی بنیاد اضافه می کنن برای چیه ؟ لایحه تنظیماتش یک سری الزامات و محدودیت هایی داره. اونجوری نیست که دولت مثلا" بیاد بودجه ی من رو دو برابر کنه. نمی تونه اصلا" برای اینکه اولین مخالفتش تو سر جمع بودجه تو خود مجلسه. ببین شما همش این عینک ایثار گری رو نزن. بعضی ها آدم های خیلی خوبین ها ولی عینک ملی می زنن. مثلا" چی؟ مثلا من چی کار دارم به وضع اقتصادی کشور، شما 5 هزار میلیارد تومن مطالبات را بدین من تقسیم کنم . یکی نشسته تو مجلس میگه زریبافان! تو میدونی توزیع پنج هزار میلیارد تومن بین یک قشر از جامعه یعنی چی؟ میگم می فهمم یعنی چی اما به من چه مربوط. اون میگه به تو مربوط نیست اما به من که مربوطه. اون میگه که پنج هزار میلیارد تومن پول نقد رو اگرتوزیع کنی تو جامعه یعنی تورم، یعنی مشکلات اقتصادی ، اون میگه من با بودجه عمرانی هم مخالفم به خاطر همین از دید عینک اقتصادی حرفش درسته . یکی از چالش های دولت احمدی نژاد با مجلس قبلی چی بود؟ آقای احمدی نژاد اومد بودجه عمرانی را افزایش داد . مخالفت جدی می کردند. من به عنوان یه عضو دولت گفتم پول بده کار کنیم. اون گفت پول بدم به تو تورم ایجاد میشه . هم حرف خواسته ی دلم درست بود هم حرف اقتصادی مون درست بود . مجلس گفت بی حساب و کتاب افزایش ندیم یعنی رشد بودجه بیاد با یک رشد منطقی باشد . میگن بالاخره ما همه رو 15درصد رشد میدیم ما تو رو 25 درصد رشد میدیم، بس است دیگه هیچی نگو دیگه . این حرفش درسته دیگه. شما میدونی که این چند سال گذشته رشد بودجه ی بنیاد از همه ی دستگاه ها 10-15 درصد بیشتر بوده، تخفیفش هم همینجور. پارسال تو این شرایط سخت اقتصادی 98/5 درصد تخفیف گرفتیم .خفیف چند سال قبلش همه کسری می آوردن ما هر سال سیصد میلیارد ، چهارصد میلیارد،پانصد میلیارد اضافه تا آخر سال گرفتیم. آخر سر رفتیم نشستیم دولت هی بقیه رو چلوند ریخت تو کاسه ی ما . اینجوری نیست که دولت بیخیال بوده نمیده. دولت بالاخره تو این ظرف قانون رفع امکانات بشه یک سری کارا داریم که دولت هم موافقه که آقا میاییم مثلا" مطالبات رو از صندوق ذخیره ی ارزی میدیم. اما مجلس میگه نباید دست بزنید ، این قلک رو برای کی گذاشتن . برای همین موقعه دیگه . پیشنهاد دادیم مجلسی ها قبول نکردند گفتند نمیشه .
فاش: چه آقای زریبافان رئیس بنیاد باشند چه دیگری، مطالبات ایثارگران با این انباشتگی ای که داره به این زودی ها حل نمیشه .
زریبافان: نه اگر ببینید سهام چیه؟ مثلا پول نیست که از جایی بیاد بیرون داده بشه . سهام هم یک مالکیته چون مالکیته نقد شوندگیش کند تره ،اثر اقتصادی کندتری داره . استدلال اونها اینه که اولا خزانه خالیه پول ندارند، بعدش همین استدلال کافیه که به جای پول سهام بدن.
فاش: این سهامی که به ایشون میدید معادل مطالباتشون هست یا نه؟ خوب بالاخره سهام هم بالا پایین داره.
زریبافان: قطعا" همین طور است. اونی که میخواد پول تقسیم کنه فکر اقتصادی داره. اینجوری نیست که بالاخره چند نفر اقتصاددان نشستن الان قضیه رو از بالا می بینن قضاوت می کنن تصمیم گیری می کنن دیگه . بعد اختیار هم با اونهاست . همین دوستان خودمون جلز و ولز کردن، برای چی تصویب نشد . بقیه وایستادن گفتن نمیشه .
فاش: چراجامعه ی ایثارگری به اونها نگاه مثبتی داره؟
زریبافان: به کیا؟
فاش: به همون مجلسی ها
زریبافان: میدونی چرا؟ برای اینکه همیشه اونی که حرف میزنه برنده است. اونی که عمل می کنه محدودیت داره. قوه ی مجریه همیشه تو سری خورترین قوه است چون مورد سواله . برای اینکه اگر کار خوب بشه میگن قانون بوده اگر بد بشه میگن بد اجرا کردی . ببین من الان 3 روزه با یک بچه ی شهید چونه می زنم میگم آقاجون تو می خوای بری مجوز دارو بگیری این دارو رو هم بگیر . اون بر اساس استدلال های فنی پیش خودش میگه این دارو رو من نباید بگیرم . من بنابر ضرورت جانبازان میگم بگیر، اون بنابه ضرورت خودش نمی گیره. 3 روزه با طرف چونه می زنم آخرسر گفتم بکن این کارها رو؛ گفتیم حتما" طبق نظر ما عمل کرده. خدا شاهده من 3 روز با این آقا بحث کردم . کار اداری اینجوریه ها ، کار اجرایی اینجوریه، کار اجرایی هی تو دست انداز می افتی تو سنگلاخ می افتی با لگد سرکار پیدا می کنی، با کلوخ سرکار پیدا می کنی. اما حرف زدن اینجوری نیست. من میتونم از بنیاد بیام بیرون شروع کنم فقط سخنرانی کردن، آقا باید به همین ایثارگران باید مطالباتشون رو سریع بدی، همه این حرف ها رو بلدم بزنم اما وقتی میخوای بگی ولی نعمت رو می خوام کمکش کنم گیر می کنی تو این راه. اون چون حرف می زنه محبوبه من چون اجرا می کنم ....... شما مطمئن باشید که من از آقای خجسته بیشتر مسئولیت جانبازی و ایثارگری رو می فهمم چون تو این چهار ساله بنده به اندازه ده سال تو همین اتاق وقت گذاشتم . ببینید من باید تو این اتاق باید 6 ساعت وقت بزارم دیگه بیشتر وقت گذاشتم، روز عاشورا تاسوعا همه هم بودن بالاخره بیشتر از ما درگیر بودن برن همه ی اینها رو خودم می خونم جواب میدم. نامه ها را می خونم من دقیقا" این رو می فهمم . اما تا این جا که میام می بینم دستام بسته است . زن شهید میاد گریه میکنه . میگم حق با شماست من فقط می تونم برات گریه کنم چون دستم بسته است.
فاش: آقای مهندس همون احساس عدالت و نبود عدالت رو که می گفتین اون رابطه ای که بین این دو هست همون احساس رضایت و این که شما به فکر جلب رضایت ایثارگران باشید تا این که به نظر خودتون به فکر مصلحت و درواقع نیازهای واقعی ایثارگران ، چه رابطه ای بین این دو تا برقرار می کنید ؟
زریبافان: بین نیازتا واقعیت یک فاصله ای همیشه هست. من به سمت نیاز نگاه بکنم و حرکت کنم . ولی وسع من بیشتر از امکانات که نیست، امکانات رو مدیریت بکنم. پس برم اینکه امکانات رو افزایش بدم به سمت نیاز، خوب بعضی هاشون دست خودمه بعضی هاشون هم دست من نیست. حالا میگم چی دست منه چی دست من نیست. اونی که دست من نیست که من تقصیری ندارم که بیگناهم دیگه من تلاشم رو می کنم اما ببین امکان داره هر تلاشی میکنم این که با هر نفر جر و بحث می کنم دعوا می کنم رسانه ایش هم بکنم؟ نه. من امکان داره که روزی یک بار بادو سه تا مسئول تو این کشور دعوام بشه سرایثارگران ولی نمیگم. این نیاز هست، این هم امکانات منه، این امکاناتو مدیریت می کنم برای این که به نیازم برسم درضمن تلاش میکنم این امکانات رو بیشتر بکنم .
فاش: آقای مهندس! درپایین دست شما شاهد بودیم بعضی اوقات وقتی که طرف موفق نمی شد راهی رو پیش ببره می آمد برخورد منفی می کرد مثلامن یکی دو تا نامه داشتم که ما اومدیم شهادت بعضی از شهدای سپاه و بسیج و ناجا را نامه زدیم گفتیم ما شهادتشون رو قبول نداریم. مشروط براین که خود شما حقوقشان را بدهید.
زریبافان: براساس قانون گفتیم باید شما بدید. گفتن ما موافق نیستیم . ما با آقای امیرحاتمی صورت جلسه امضا کردیم قبول کرد . گفت فعلا" شما حقوق شهدای قدیم رو بدید.
فاش: نامه هایی که زدید ما شهادتش را نمی پذیریم ....
زریبافان: نه ، ما توافقی که با آقای امیر حاتمی کردیم این بود که فعلا" شهدای جدید رو حقوقشون رو قطع نکنن. به عبارتی تا تکلیف روشن بشه . بعد اونا اومدن گفتن ذیحساب ایراد گرفته اگر پر میکنه خود به خود خودش قطع میشه بعد از 7 الی 8 تا 10 ماه گفتیم باشه اونم خودمون میدیم.
فاش: در طول سال که قطع نمیشه ، سال بعد قطع میشه.
زریبافان: نه بلافاصله قطع می کنند. اشکال کار همینه،ما می گیم آقاجون این شهید شماست.
در توافق جدید گفتیم خیلی خوب، تا ما حقوق را برقرار نکردیم شما قطع نکنید. طبق توافق با آقای حاتمی از یک طرف گفتیم اشکال نداره ما برقرار می کنیم . اما چون یه پروسه ای داره دیگه تا ما برقرار کنیم شما قطع نکنید . چون یک ماه هم یک ماه برای خانواده طرف هست . چون باید بیاد و اونها به ما اعلام کنند مدارک رو بگیریم فلان کنیم اونها حکم بزنند خود همین یکی دوماه طول می کشه . گفتیم خواهش ما اینه که شما قطع نکنید تا مطمئن شوید ما برقرار کردیم. حتی بعضی از دوستان گفتند بودجه اش را منتقل کنید. گفتیم نمیخواد منتقل کنید برای اینکه همین بودجه منتقل کردن یک پیراهن عثمان میشه برای بعضی از دستگاه ها و کار پیش میاد .
فاش: ما الان که سالی صد تا شهید که بیشتر نداریم ؟
زریبافان: این دو سه سالی تا سیصد شهید داشتیم.
فاش: این مواردی که مربوط به مانورها هستند(در مانورها شهید می شوند) چه حکمی پیدا می کنند؟
زریبافان: مانورهایی رو که قرارگاه خاتم اعلام می کنه چون قرارگاه خاتم گفته هر مانوری رو قبول نکنید چون بعضی جاها خود سرانه کارهایی می کنند بعد میگن مانور بوده بعد هر اتفاقی هم بیافتد بدبختی اش به گردن ما می افتد. بنده ی خدایی رو که فوت کرده بوده نامه نوشتن که ایشان درحین آموزش آزمایش رو فلان کلی براش قصه گفتن که این شهید بشه. بنیاد شهید محسوب کرده . بعدا" اتفاقی تو گزارشات یک نامه میاد از پلیس راه که فلان آقا با فلان ماشین در اثر سرعت زیاد چپ شده اما آنها گواهی کردن در میدان مانور در حال آموزش شلیک توپ ماشین چپ شده و ایشون مجروح وفوت کرده . لذا خود قرارگاه میتونن تایید بکنن . واحد مربوط اول مجوز قرارگاه رو می فرستد. بر اساس رویت مجوز قرارگاه این حالا قانونی بوده این هم در اثر حادثه شهید شده و ما قبول می کنیم .
اما بعضی وقت ها می نویسه این آقا داشته می رفته برمی گشته از محل ماموریت اش تو جاده تو گردنه ی قوشچی در اثر واژگونی فوت نموده است لطفا ایشون رو شهید محسوب کنید . می گیم آقا خودت داری میگی گردنه ی قوشچی، خود شما میگی واژگونی خودرو، خود شما میگی فوت کرده بعد به من میگی شهید محسوبش کن . از این اتفاقات می افته . اگر نیرو های مسلح کاری با من ندارند. شما بنویس آقای حسن خان قلی زاده در منطقه ی مانور با مجوز فلان در اثر انجام مانور به شهادت رسیده . مثلا" من چند و چونش رو ازت سوال نمی کنم . به من مربوط نیست مسئله ی شرعی اش با تو . اما وقتی می نویسی ایشون در گردنه ی قوشچی بر اثر واژگونی خودرو فوت کرده معلومه شهید محسوب نمی کنن. فاش: مرجعی برای رسیدگی اختلافات هست؟ زریبافان: الان اختلافاتمان با نیروهای مسلح صفر شده و با نیروی انتظامی هم داره به صفر میرسه. الانم اختلاف ما با نیروی انتظامی در این است که مثلا" می گوید اگر یه اتفاقی برای پلیس راهنمایی و رانندگی افتاد شهید محسوبش کنید یا اگر تصادف کرد شهید محسوبش کنید که حتی این ها را هم با آنها حل و فصل نمودیم. در قانون هم آمده است که اگر فردی در راه حراست از نظام جمهوری اسلامی و .... و مقابله و مبارزه با اشرار و .... کشته شد شهید محسوب می شود. اما نگفته اگر مامور راهنمایی و رانندگی اگر در راه ماموریت موتوری به او زد شهید محسوب می شود. بعد می گویند اگر در حال ماموریت ویژه بوده است. برای ما باید کاملا" علت فوت فرد مشخص شده باشد. گاهی اوقات پیش می آید که می گویند مامور ما در محل ماموریتش جانش را از دست داد و من هم مجبورم چند و چون ماجرا را جویا شوم و بعد تصمیم بگیرم اما اگر قید شود که مامور در حین تعقیب و گریز یا در محل ماموریت ویژه جانش را از دست داده آن وقت من هم زیاد پرسش و چون و چرا نمیارم. مسئله مهم این هست که نحوه جان باختن مامور باید کامل و واضح باشد. اگر تشخیص بدهم که متن گزارش صحت نداره زیر بار نمی روم ولی اکثر اوقات تشخیص نمی دهم. بزارید یه نمونه بیارم. چند کارمند بودند از یه اداره که مامور بودن به وزارت دفاع که داشتند راجع به یه پروژه ای که مربوط بود به مسائل موشکی و نانو بوده کار می کردند. مدافع این ها هم وزارت خانه شان بود هم وزارت دفاع و هم فناوری اطلاعات ریاست جمهوری . حالا سه تا گزارش برای ما ارسال شده بود که یکیشون گفته بود در حین آزمایش موشکی اتفاق برایشان افتاده . اما یکی از گزارش ها نوشته شده بود که در راه رسیدن به محل ماموریت به دلیل عدم توانایی کنترل، ماشین مزبور دچار حادثه شده و سه نفر کشته و 5 نفر مجروح شده اند. حالا ببینید چه اختلافی بین این گزارش ها وجود داره یا گزارش دیگری آمده که بین دو بونکر مواد سوختی در حین ماموریت دچار حادثه و فوت شده است. فاش: جایی هست که این جور اختلافات بین شما و دستگاه ها سر این جور مسائل باشه و حکمیت کنه؟ زریبافان : الان دیگه موارد اختلافی با دستگاه ها نداریم. فاش: در احراز جانبازی هم همین حالته؟ زریبافان: بله همین حالته. در مسئله جانبازی مسئله مشخص و روشنیه. طرف اگر مدرکی داره ولو یه تکه کاغذ از سوابقش میاره و میگه من در فلان تاریخ مجروح شدم و کپی دفترچه ای هم نشون میده ما قبول می کنیم که حداقل طرف جانبازه اما درصد بالا نمی شناسیم و حداقل جانباز 5 درصد قبول می کنیم. اما اگر کسی مدرک نداشته باشه چه کار کنه؟ می گوییم هر مدرکی داشتی بردار بیار و طرف کلی ورق میاره اعم از اینکه فلان روز از یگان مربوطه اش مرخصی گرفته یا مثلا" نوشته طرف 10 تا کمپوت داره حمل میکنه یا نوشته برای مریضی مرخصی استعلاجی گرفته و میگیم مدرک مجروحیتت کجاست.میگه از بین رفته. می گوییم خودت قضاوت کن یه برگه مرخصی رو داری ولی از مجروحیتت هیچ مدرکی نداری؟ فاش: خیلی از جانبازانی که شیمیایی شدند در منطقه هم شاید همچنین مشکلاتی با مدرک داشته باشند. زریبافان : قضیه شیمیایی ها جداست. بزرید کلیاتش رو بگم. قاون میگه اگر مدرکی نداشت با تایید یگان مربوطه. خب یگان مربوطه چکار باید یکنه. باید سه نفر امضاء کنن که طرف درآن یگان یا پایگاه بوده. و در قضیه مجروحیت هم همین کار را کردیم و دیدیم خیلی گزارش ها و مدارک تقلبی و جعلی درست شده. طوری شده که حتی سپاه هم اینجور مدارک رو قبول نداره و میگه گواهی سه پاسداررا قبول نداره. گفتیم حالا ما چه چیزی را قبول کنیم. به این روش رسیدیم که ما کاری به نحوه تهیه مدرک نداریم اما فقط با امضاء مجاز قبول می کنیم. اونم امضای معاون نیروی انسانی آقای شریفی هست. گفتیم به ما نگویید چطوری مدرک تهیه شده. ننمویسید به ما که مثلا" طرف را با توجه به بررسی های میدانی جانباز می دانیم. ما هم می گوییم ما فقط گواهی از شما می خواهیم و احراز جانبازی به عهده خودتان باشد. ما تنها گواهی را قبول می کنیم.فاش : بنیاد آمد برای جانبازان پرونده جانبازی درست کرد و بعد از اینکه بنیاد تغییر کرد پرونده ها هم به بنیاد جانبازان منتقل شد. بنیاد جانبازان هم تا مدتی شروع کرد به جانبازان خدمات دادن. بعد اومدن بخشنامه کردن، آقای ویسی، گفتن آقای زریبافان که در بنیاد شهید جانباز شده من جانبازیشو قبول ندارم من دو ماه بهش فرصت میدم تا بیاد پیش من، یه عده افتادن دنبال مدرک جمع کردن و رفتن و آوردن و بردن بنیاد شهید تا تایید کنن، میگم اینجوری قبول نیست که هر مدیر جدیدیی که بیاد بگه من امضای زریبافان را قبول ندارم.نکته اینه که یه کار مدیریتی در بنیاد افتاد.
زریبافان : شما الان باید کار کارشناسی انجام بدی اگر پرونده ای برات آوردن ببین مدارک درست و کامل هست یا نه. از جمله این که پرونده ای داشتیم که دکتر بنیاد دیده و خندیده که در برگه طرف نوعی قرص نوشته که این قرص تازه 2 ساله که تو بازار اومده و طرف سال 63 از این قرص استفاده کرده یا میبینه مهری که پای برگه خورده شماره سریال پزشکی مال 5 سال قبله و زمان جنگ این مهر نبوده و قص علیهذافاش : مشکل مدیریتی رو چطور باید درست کرد؟زریبافان : ببینید من خودم به حقوق مکتسبه اعتقاد دارم ولی به جعل سند اعتقاد ندارم، این نامه ای که به ریاست جمهوری نوشته شده که درصد ها رو کم نکنید دست خط خودمه که به آقای احمدی نژاد نوشتم و طوری که آقای احمدی نژاد اعتمادی به من دارن که نخونده امضا میکنن. اون موقع من که هنوز تو بنیاد نبودم ولی به بنیاد گفته بودم درصدها رو کم نکن. زمانی که اومدم بنیاد گفتم خودمون گفتیم که درصدها رو کم نکنیم ولی گفتیم اصل درصد ها زیر سواله. مشکل اصلی این بود که جعل سند وجود داشت. مثلا"برداشته مال کس دیگه ای رو دستکاری کرده و کرده مال خودش.فاش : یعنی بیشتر پرونده ها ابطال شدهزریبافان : ابطال نه، درصد ها افزایش پیدا کرده. مثلا" یه دفعه ای 50 یا 60 درصد کردن. ما گزارش دادیم به رییس جمهور که برخی جعل سند کردن و اشکال سندی داریم. لذا ما اگر در مرحله درصد باشیم و تشخیص بدیم یعنی مثلا" شما دکتری و همه را معاینه می کنی و میگی این 20 درصد و دیگری 60 درصد. و من معاینه میکنم و میگم 60 درصد صحیح نیست و 20درصد درسته. اگر شما در مرحله تشخیص درصد باشید من دیگه نمیتونم اون درصد شما رو کم کنم. الان اگر دکتری بگه من تشخیص دادم 20 درصده ، میگیم چون اول 60 درصد تشخیص دادن حق کم کردن نداری. کاری که الان میکنیم این هست که میگیم جانبازی ایشان 20 درصد هستش ولی به 60 درصد ادغام میشه.بعدش گفتیم اینم ننویسین که طرف دل چرکین بشه، بهش بگین شما 20 درصد هستید ولی 60 درصد نوشتیم برات.فاش : انحرافاتی رو که به این شکل جعل سند بوده و مسدود شده باید بنیاد برگردونه یا نه؟با عنایت به اینکه در یک پروسه ای از مدیریت بنیاد پرونده ای مسدود شده باشد و الان در مدیریت شما بایگانی شده. یا سوال اینکه آقای رییس جمهور من میدانم در زمان مدیریت زریبافان یا کروبی تعدادی پرونده تشکیل شده و بعد از اینکه مدیریت عوض شده و پرونده در هر مدیریتی مسیر کامل را طی کرده باشد مدیران بعدی اگر پرونده را مسدود کرده اند خلافه و اگر به بندهای پرونده اعتراضی دارند باید گزارش کنند تا ایراد پرونده برطرف گردد. آیا در فرصت باقیمانده تا ریاست جدید بنیاد این گونه پرونده های مسدودی را باید برگردونه یا نه؟زریبافان: به طور مثال اگر شخصی آمد و گفت مثلا در سال 68 پرونده من به دلایلی مسدود شده ما بررسی می کنیم. مثلا طرف رو شهیدمحسوب کردن و پرونده خاتمه پیدا کرده. ما دوباره پرونده را باز کردیم.فاش : به صورت بخشنامه صادر میشه یا باید افراد حضوری مراجعه کنند؟زریبافان : ما کلا 15000000 پرونده داریم که حدود 700000 تاش جانبازی هستن. سیستم ما هم که از اول الکترونیکین بوده که پرونده به صورت برگه های کاغذی بوده و الان هم بایگانی هست. الان اگر کسی مدعی باشه ما میدیم کمییسون نظر بده. بزارید یه مثال بزنم. یه کارگر جوشکاری بوده و موقع جنگ برای داربست ضدهوایی و پدافند از بالای بلندی افتاده و درگذشته و اومدن ایشان را شهید اعلام کردن. حالا زمان ما پسرش که حددود 20-25 ساله شده اومده و میگه بابای من شهید شده و پروندش رو دوباره بررسی کنید. ما هم اولین کاری که کردیم مراجعه کردیم به سستم کارتکس هامون. سیستم کارتکس که در زمان ما انجام شد و ما هم رسانه ای نکردیمش این هست که هر کسی که در زمان جنگ به بیمارستان اعزام شده اطلاع میدادن که شخص مورد نظر ساعت 9 اومده و به این دلیل در این بیمارستان پذیرش شده. ما هم این اطلاعات کارتکس رو با کارگذاشتن چندین اپراتور و تحت نظر دوربین های امنیتی که مبادا اپراتورها دست تو پرونده ببرند، همه این اطلاعات را الکترونیکی کردیم. الان هم بهترین مدرک ما همینه.طرف هم که اومده بود اولین کاری که کردیم این بود که کارتکس طرف رو درآوردیم و دیدیم که آمده طرف در اثر افتادن از بلندی بخاطر جوشکاری داربست ضد هوایی مجروح شده و به فلان بیمارستان مراجعه کرده. در واقع این کارتکس ها حاوی اطلاعاتی از قبیل نام و نام خانوادگی و تاریخ مجروحیت و نوع مجروحیت و بیمارستان پذیرش کننده می باشد.فاش : یعنی بهداشت میومد سر هر ساعت خاصی گزارش مراجعین به بیمارستان ها را می گفت. و تمامی این گزارش ها در مرکز ثبت شده است.زریبافان : همون مثال قبلی، ما بررسی کردیم دیدیم طرف در فلان تاریخ مجروح شده و در فلان تاریخ دیگه به شهادت رسیده و با گذاشتن این مدارک به کمییسون و اونا هم شهادت ایشان را احراز کردن. درصورتی که پسرش تازه اومده بوده پیگیری کنه و ما هم گفتیم اگر تا الان مسدود بوده بخاطر اینکه این مدرک تا الان موجود نبوده و الان با قاطعیت میگیم ایشان شهادتش احراز شده.فاش : ما الان تعدادی جانباز داریم که پرونده هاشون بخاطر همین مسائل مسدود شده(جعل سند).زریبافان : الان هر کسی خواست مراجعه کنه برای مسدود شدن پروندش و ما پیگیری میکنیم. اگر ادعاش درست نبود دلیل اشتباهش رو میگیم و اگر درست بود که اصلاح میکنیم. و از هیچ چیز بی تفاوت نمیگذریم. و کلا" برای رد ادعای طرف توضیح کامل میدهیم تا توجیه شوند.بزرگتین کاری که کردیم همین جمع آوری کارتکس ها که حاوی اطلاعات ثبت شده از رزمندگان هست می باشد. مثلا" یکی از همکارانمان تو تاکسی نشسته بود و طرف گفته بود ما رزمنده بودیم و الانم جانباز هستم ولی مدرک ندارم.همکارمون بلافاصله زنگ میزنه و با دادن نام طرف میبینن اسمش تو کارتکس هست و میگه ازشما مدرک دارن و میتونی اقدام کنی.فاش : این اقدام رو تا الان اطلاع رسانی کردید؟زریبافان : نه. شما ها فقط بدی هایمان را می بینید.فاش : ما از خدامونه شما یه همچین خبری را به ما بگید و ما هم اطلاع رسانی کنیم. کار ما خبر و اطلاع رسانی هستش. ما الان هم اومدیم اینجا تا یه گزارش کاری از دوره مدیریت شما را بشنویم و اطلاع رسانی کنیم. همین الان هم که می آمدیم خدمتتان یک پیش خبر در سایت زدیم برای مصاحبه با شما و از خوانندگان خواستیم پرسش های خود را برایمان ارسال نمایند و بعضی از خوانندگان می گفتند حالا چرا؟ الان میخوای بگی میخوای چه کار کنی؟
همان طور که شما فرمودید احساس رضایت بهتر از این هست که عدالت را رعایت بشه بدون این که رضایت باشه. یه مشکلی که نه فقط در دوره شما بلکه در باقی دورهای پیشین هم همین مشکل را داشتن بنیاد با جامعه هدف یا همون ایثارگران فاصله داره وشکاف بینشان هست.زیبافان : ما با جامعه ایثارگری مشکلی نداریم. بارها پیامک هایی برایم آمده که کلی تشکر و ابراز ارادت و علاقه کردند. از کل جامعه ایثارگری 70 درصدشان اصلا" به ما مراجعه نمی کنند و فقط دعاگوی نظام هستند. و 25 درصد از 30 درصد هم -------فاش : ببخشید این که عذر بدتر از گناهه. شما می فرمایید 70 درصد جامعه هدف شما بی توقع از شما هستند که این چقدر از مسئولیت شما رو سبک می کنه.زریبافان : 43 هزار آزاده داریم که کلا" اگر جمع کنیک کلا" 200 نفر اعتراض دارن و من بخاطر این 200 نفر که نمی تونم آبروی 43000 نفر دیگه رو ببرم.فاش : آقای مهندس شما با این عدم شفافیت درمدیریت و پنهان کاری باعث دغدغه وخرد شدن اعصاب ایثارگران می شوید.زریبافان : من اعتقاد دارم ما نباید هر کاری را که می خوایم برای ایثارگران انجام بدیم تو بوق و کرنا کنیم. حتی نگیم ایثارگران نیاز ندارن چون نمیدونن که این از عزت نفسشه. اتفاقا" ایرادی که به شما دارم اینه که میرید خونه جانباز و اوضاع زندگیشو نشون میدید و مصاحبه با همسرش می کنید که اونم میگه با شوهرم مشکل دارم و تو مترو دستفروشی میکنم. ما باید فرهنگ ایثار و شهادت رو جوری گسترش بدیم که باعث عزت نفس و نشون دهنده بزرگی این عزیزان باشد که با داشتن اوضاع نامناسب جسمانی باز هم خدا رو شاکره نه اینکه مصاحبه بگیره و اونم بگه بنیاد بهم پتو نداده و ......فاش : شما با چه انگیزه ای قبول کردید بیایید بنیاد آیا مجبورتون کردند و آیا برنامه داشتید؟زریبافان : در ذات برخی آدم ها یه سری خصوصیات هست که با پوست و گوشتشون عجین شده و در ذات من هم خدمت رسانی هست. خب رشته اصلی من شهرسازی هستش و نسبت به همه شهرداران دارای مزیت و توانایی های خوبی هستم.فاش : چرا نرفتید اونجا؟(وزارت راه و شهرسازی)زریبافان : من در کار فنی خودم خیلی واردم و مهارت دارم ولی کل کارهای من فنی نبوده، از شهرداری و فرمانداری و معاون فرمانداری و ....خدمت کردم و مختص کار شهرسازی و رشته خودم نبوده . در دولت آقای احمدی نژاد هم شاید اگر در وزارت مسکن می بودم می شدم قهرمان اجرایی کشور ولی وقتی می بینم برای خدمت جای دیگری هست و با خلق و خوی من هم سازگار است، کلا" آدم متعصبی نیستم و دوست دارم خدمت کنم و کار کنم و هر چقدر کار سخت باشه برای من لذت بخشتره. دیدم در بنیاد جای خدمت بسیار هست و جا داره به افراد عزیزی همچون ایثارگران خدمت کنم.فاش : بالاخره جایی که می خواهید خدمت کنید باید تناسبی بین توانایی ها و سنخیتی با اون کارباشه.زریبافان : توانایی رو که من نباید تشخیص بدم، مسئول بالاتر از من باید تشخیص بده. توانایی و تجربه یه چیز نسبی هستش و من خودم خیلی ها رو که ظاهرا" قوی هستن ضعیف می دونم و بالعکس. خرده ای که شما به من میگیرید این هست که میگی چرا کارهات رو نمیگی.فاش : مهمترین نشانه ای که شما موفق نبودید این هست که نارضایتی از شما زیاده.زریبافان : اصلا" اینجوری نیست. به قول احمدی نژاد در جامعه بحران کلی هستش. و ما هم بحران های اجتماعی را از بحران های کارگری باید بدونیم. تو این 8 سال مگه نمیگن بحران کارگری داریم و هزاران کارگر بیکار شده اند؟ در زمان خاتمی و هاشمی اسلامشهر، مشهد خراسان و جاهای دیگه اتفاقای وحشتناکی افتاد درصورتی که در دوره احمدی نژاد اتفاقی نیفتاد. بحران کارگری و به تبع آن بحران تولید به صورت گذشته نداشتیم.من خودم از همون سال اولی که تو بنیاد اومدم همین مشکل نارضایتی راداشتم. صبح با مشکل میومدم و با مشکل هم برمی گشتم. اما تو این دو ساله ما هیچ مشکلی از نارضایتی نداشتیم، به استثنا دیروز. وقتی 70 درصد خانواده ایثارگران تشکر می کنند این اصلا" نارضایتی کلی نیستش. بلکه یک نوع رضایت هم هستش و من با اعداد و ارقام ثابت می کنم. زمانی که من دفتر خیابان ظفر رو تعطیل کردم و بعضی دوستان مخالف این کار بودند . خیابان طالقانی رو میگفتن خیابان خطرناکی هست و اگر خیابون رو ببندن آبروت میره. و من گفتم اعتقاد دارم این اتفاقات نمی افته و تا الان هم نیفتاده در صورتیکه قبلا" همچین موردی داشتیم. روزی نبود که در بنیاد شیشه ای شکسته نشه و ناآرامی نداشته باشیم، که تا الان همچنین مواردی نداشتیم. فقط هفته اول شیشه این اتاق شکسته شد و دیگه همچنین اتفاقی نیفتاد. یه سری افراد که می اومدن و این اتفاقات رو ایجاد می کردند بسیار نادر بودن وهمیشه جزء مشکلات ما بودن و الان اینها را متقاعد کردیم که بنیاد جای مطالبات منطقی هستش. اگر میگی نارضایتی هست باید ببینید در تاریخ بنیاد چه اتفاقاتی افتاده و مقایسه کنی.ایرادی که به من میگیرن این هست که میگن تو بلد نیستی رسانه ها را اداره کنی. هر سال یکی دوبار با این رسانه ها جلسه بذاری مشکل حل میشه. منم گفتم من به اینجور کارها اعتقاد ندارم و بلد نیستم. من این اشکال رو قبول دارم ولی این رو که نمیشه جزء نارضایتی قرار داد. شما ببین مگه مطالبات ایثارگران مال زمان منه. از قبل همین طوری جمع شده و شده تا زمان من خودشو نشون داده و این مطالبات همگی در زمان من ایجاد نشده بلکه از قبل بوده و تا الان جمع شده و الان خودشو نشون داده. یک فرزند شهیدی که الان وقت اشتغالش شده قبلا" وقت اشتغالش نبوده و الان در مدیرت بنده باید اشتغالش رو تامین کنم. شما به عنوان جانباز همون مشکلات 30 سال پیش رو دارید؟ نخیر. اون زمان جوان بودید و خیلی از ناراحتی های جسمی رو تحمل می کردی و الان مثل من با بالارفتن سن تحمل آدم کمک میشه. مشکلات حاد شده و تعداد جانبازها زیاد شده و درصداشون زیاد شده و پدر ومادر شهید پیر شده وهمسر شهید پا به سن گذاشته و هزاران مشکلات درمانی داره. جانبازالان مطالبات خودشو میخواد با توجه به سنش. پس مشکلات به واسطه افزایش سن بیشتر شده ولی نارضایتی بیشتر نشده. اگر هم ایراد به مدیریت می گیرید، این مدیریت من هست که دیگه شیشه شکسته نمیشه و خیابان بسته نمیشه و بگویم که خیلی از این کنترل ها از رفتار آدم ها هم نشات میگیره. مثلا میخوای بزنی به گوشم منم میگم بفرما ولی شما منو میبوسی. من وقتی واردمجموعه شدم قفل در رو برداشتم و مثل بقیه تشریفات نداشتم. گفتن زریبافان! خطرناکه و میان میزنن تو سرت. ولی من گفتم هرگز همچین اتفاقی نمی افته.گاهی اتفاق افتاده که طرف با کلی عصبانیت اومده تو اتاق و میگه این زریبافان کو. و منم میگم خودمم و نشسته با من گپ زده. یا داشتم میرفتم هیات دولت یه دفعه طرف با حالت عصبانی اومده و میگه با زریبافان کار دارم و با هم داخل ماشین خودم شدیم و گفتش که ای بابا تو هم که از جنس خودمونی. باید با منش و اخلاق درست امور رو اداره کرد. اگر من در رو ببندم ، طرف میاد با لگد در رو خرد میکنه. الانم تو خیلی وزارت خونه ها برای ارباب رجوع و بخصوص جانبازا اینقدر تشریفات هست که خود من دفتر وزیر یا مدیر رو گم میکنم. اما در دوره من این طوریه؟ نه این طور نیست. اخیرا" هم دو تا برادر شهید بودن که اومدن شیشه شکستن و کلی داد و هوار که من رفتم پایین و اونا اصلا" فکر نمیکردن من زریبافان باشم و رفتم بلافاصله یکی از اونا رو بوس کردم و اصلا" انتظار نداشتن از من این کار رو انجام بدم و همین منش باعث شد که با ما رفیق بشن.حالا شما هم نگاه نکنید به برخی افراد مانند "خ" که مدام ناراضی است چون برکنارش کردم. پرونده اش را هم بردم دادگاه و قوه قضائیه و شورای نگهبان و نظارت استان. کلی هم بهش محبت کردم ولی اینها رو ندید و بخاطر سوء استفاده مالی در انتخابات، برش داشتم. حالا اگر کسی میگه مدیریت نکردی بی انصافی هست دیگه. همه این منش ها و رفتارها خودش مدیریت هستش. الان هم در اکثر وزارتخانه ها ارباب رجوع اگر دستش به وزیر برسه یه چیزی میگیره ولی ما این طوری نیستیم. اگر کسی امکانات میخواد من بهش میگم مراجعه کن به بنیاد شهرستان خودت ............................................. حالا چند نفر داد و بیداد کردن درست نیست بگید ضعف مدیریت دارید. بیشتر این ناآرامی برخی ایثارگران هم بخاطر شرایط کلی ایثارگران هست. گفتم سنشون بالا رفته و جسمشون مریض شده و تحمل نداره و داد میزنه. اگر یه جانباز داد زد نباید بگید که بنیاد مدیریتش ضعیفه بلکه اون آدم طبیعی هست که با توجه به شرایطش داد بزنه. مثلا" میرن مصاحبه با جانباز تو بیمارستان ساسان و طرف هم نمیتونه صحبت کنه و از بنیاد انتقاد میکنه ولی چون پرستارای بیمارستان دارن پیشش کارهاشو انجام میدن مینویسه از کادر بیمارستان ساسان مچکرم. مگه بیمارستان ساسان مال بنیاد نیست و مدیریت اون به عهده ما نییست؟!یا مثلا" اگر بیمارستان خاتم خوب کار کنه میگن بیمارستان خوبیه و اگر بد کار کنه میگن این تقصیر بنیاده.این بی انصافی هست. بنیاد میاد بهترین متخصصان داخلی و خارجی و آلمانی رو برمی داره میاره و عمل مغز بدون بی هوشی انجام میده اما صدا و سیما میزنه عمل جراحی در بیمارستان خاتم. خب بگید بنیاد ، چرا فقط بیمارستان خاتم؟! حتی خود مدیر بیمارستان هم وقت تعریف از خود میگه بیمارستان خاتم و اگر نارضایتی داشته باشه پای بنیاد میاد وسط. ما پرفسور آلمانی رو آوردیم ایران و به اعتبار ما اومده.فاش : خب این ظلمی که هم به خودتون می کنید و هم به جامعه ایثارگری. اعصاب جامعه ایثارگری رو خرد می کنید بخاطر اینکه ریا نشه!زریبافان : من چه کار کنم، من که نمی تونم همیشه بگم بنیاد این کار رو کرد.فاش : شما نباید بگی که . باید کار سیستماتیک انجام داد. مدیریت یعنی این. نه اینکه شما که ذاتا" ساده زیستی و خوش برخوردی که خود شما گفتید این ها ارزش نیست وذاتیست.زریبافان : یه سری مشکلات هست که مربوط به مدریریت کشور است.فاش : در مقطعی بنیاد اومد خودش شرح وظیفه داد و شرح خدمات به ایثارگران را اعلام کرد و چرا در این دوره ادامه ندادید؟ زریبافان : قدیما که کامپیوتر و از این چیزا نبوده ولی الان از طریق سایت اطلاع رسانی می کنیم.فاش: الان یه جانباز 20 درصد از کجا میدونه از بنیاد چه توقع قانونی میتونه داشته باشه؟زریبافان : میتونه وارد سایت بشه و قوانین رو مطالعه کنه. الان دیگه تو سایت ها قوانین مربوط به ایثارگری هست. اگرم کسی به سایت دسترسی نداشت میتونه بیاد بنیاد و بگه من جانباز مثلا 25 درصدم و کارکنان به ایشان میگن با توجه به شرایط شما از این موارد معاف هستید و در صورت نیاز به طرف دفترچه می دهند. معمولا" آدما دنبال قانون نمی گردند و وقتی یه مشکل عجیب غریب و نصفه نیمه پیدا می کنند. باید این مشکل فرهنگی برطرف بشه. مثلا طرف نمیره دنبال قوانین و پیش خودش میگه جانباز 25 درصد از هیچ خدماتی استفاده نمیکنه. بعد بهش میگیم اگر کارمندی مگه مالیات ازت کم میشه یا بیمه ازت کم میشه، میگه نه. و خب میگم پس این خدمات چیه.میگه غیر از این ها به من چی تعلق میگیره. میدونه ولی بازم میخواد بیشتر خدمات داشته باشه. از ناآگاهی از قوانین هست.فاش : حالا اگه جانباز 25 درصد کارمند نباشد چه وضعیتی داره؟زریبافان : اگر کارمند نباشه ما بیمه اش میکنیم. اگر حالت اشتغال باشه حقوق برایش درنظر میگیریم.فاش : یکی از خلاء هایی که دوست داشتیم در دوران شما برطرف بشه همین بود که برای سربازان ارتش حقوق تعیین شده بود ولی برای سربازان سپاه وبسیجیان نه. زریبافان : این هارا باید قانون تعیین کنه، مربوط به نیروهای مسلح می باشد. اینکه ارتش یا سپاه برای رزمندگانشان حقوق تعیین کردند دست من نیست.فاش : بنیاد دو سال پول این ها رو گرفته.زریبافان : ببینید من به دوره گذشته کار ندارم. هر چی که قانون به من بگه من انجام میدم. بودجه اش رو به من بدن من پرداخت می کنم. من میگم آقای دولت! پدر و مادر شهدا پیر شدند و خیلی هاشون نیاز به پرستار دارند. دولت میگه بودجه من مشخصه و بیشتر از این نمیتونم در اختیارتان قرار دهم. درصورتیکه من بیشتر به بودجه مصوب احتیاج دارم. من هم به نوبه خودم محدودیت هایی دارم. نمیتونم بیشتر از بودجه هزینه کنم.الان دغدغه این است که هزینه پرستاری والدین شهدا و جانبازان رو افزایش دهیم. ولی وقتی میگن هر سال از این مقدار مشخص نمیتونی زیاد کنی من چکار میتونم انجام بدهم. پس قانون و بودجه باید باهم باشه که بتونم افزایش حقوق بدهم. اگر بودجه رو دادن و من عمل نکردم اون وقت این ایراد به من وارده و اگر ندادن و من عمل کردم که این هنره که تونستم انجامش بدم.فاش : این که ما باید اگر قانونی ناقصه بریم بگیم درسته یا نه که وظیفه شماست.زریبافان : ما که نمیتونم مدام بگیم که چه کار کردیم یا نکردیم. من نمیگم که چقدر با دولت دعوا دارم و دلیلی هم نداره که من بگم. حالا هر وقت بودجه اش تصویب شد من عمل می کنم. اگر محدودیت های بودجه ای نبود که من کار رو انجام میدادم.فاش : آقای مهندس داشتید از این می گفتید که چطور شد به بنیاد آمدید.زریبافان : پس اول بگم من نارضایتی رو که فرمودید اصلا"قبول ندارم. آمار و ارقام و شواهد نشان دهنده نارضایتی نیست و کلا" آدم خدمتگذاری هستم.فاش : حاضر هستیم ما یک نظرسنجی در مورد رضایتمندی از مدیریت شما در سایت قرار دهیم؟زریبافان : اگر از مدیدیت های قبلی هم این نظرسنجی انجام گرفته بود بله ایرادی نداره. چون نسبی هستش رضایتمندی.فاش : خب شما الان ادعا دارید که رضایتمندی وجود داره و ما هم می خواهیم به نظرسنجی بزاریم. ببینید ما الان دونفر آمدیم پیش شما و یه سری واقعیت ها رو می بینیم و تا حدودی التیام پیدا می کنیم. شما باید سعی کنید از طریق رسانه ای که در اختیار ماست وضعیت جاری بنیاد رو منتقل کنید. اگر این کاررو انجام ندید هم به خودتان و هم به بنیاد و هم به جامعه ایثارگری ظلم کردید. بنیاد رو متهم به این کردید که نمیتونه مدیریت کنه. الانم چرا دارید این مسائل رو به ما میگید. چون می خواهید رفع اتهام کنید. ما هم از طرف یک عده زیادی از شما سوال می کنیم. شما اصلا" در طول مدیریتتان اصلا" راه نمیدادید البته نه فقط من . من نوعی را.زریبافان : بگم چرا؟ چون یه شبی آمدید اینجا، کلی گپ زدیم و گفتگو و بحث کردیم.فردا تیتر زدید "بوی کباب در بنیاد". گفتم این تیتره که زدید. گفتید باید تا انتها مطلب رو خوند. گفتم 95 درصد افراد تیتر رو میخونن و قضاوت می کنند. گفتم شما منو تحقیر کردید. تیتر واقعا" خراب کرد.فاش : چون شما تخصص رسانه ای ندارید اینگونه برداشت می کنید.زریبافان : عزیز من وقتی خود من کباب در بنیاد هم نخوردم این تیتر واقعا" تخریب کننده ست.فاش : اتفاقا" تنها مطلبی که خوانندگان با خواندن آن نظر مثبتی نسبت به شما پیدا کردند همون مطلب بود. هر کسی ما رو میدید می گفت خوب رپرتاژ اگهی زدید برای بنیاد و زریبافان.زریبافان : من هنوزم میگم 95 درصد مردم تیتر رو میخونن.و اینجور تیتر زدن بیشتر تخریب کننده است. گفتم جو گفت و گو و مصاحبه ای بود و این تیتر همخوانی با موضوع نداشت. شما برو در جهت ترویج فرهنگ ایثار و شهادت تیتر و موضوع انتخاب کن و خبر مثبت بزن. زریبافان اگر کار بدی کرد همه انتقاد و بوق و کرنامی کنند ولی فلان کار سازنده رو نادیده میگیرن. همین چند روز گذشته فردی آمد همین طور سرزده (برنامه سرزده)و کلی مصاحبه کردیم و گفتم فلانی دیدید که راحت و بدون تشریفات آمدید داخل اتاق و گفت آره همین طوره. گفتم خب این ها جنبه مثبت هستش دیگه. گفت بله حتما منعکس می کنیم. ولی دیدم فردا مصاحبه رو با جو منفی منعکس کرده.دیدم اینجوری نمیشه که وقت بزارم و بعدش بخوان منفی منعکس کنن. چرا باید وقتم رو بزارم برای این کار.بزارید در مورد کارهایی که انجام دادم بگم. چون واقعا" با گستردگی کار در بنیاد مواجهیم. چون بنیاد واقعا" برای خودش یک دولته، هم تنوع کار و هم عمق کار و هم جامعه هدف ویژه داشتن. برای بهتر انجام دادن خدمت در بنیاد آمدیم در وهله اول تکدی گری رو از بنیاد دور کردیم تا بنیاد تبدیل بشه به یه بنگاه سیاستگذار و نادر. اگر یک دستگاهی در وظایفش نسبت به ایثارگران کوتاهی کرد بره یقه اش رو بگیره. الانم اگر در اداره ای به ایثارگر ظلم بشه من نمیتونم کاری بکنم. ولی من باید قدرت تعزیرات حکومتی داشته باشم تا بتونم حق ایثارگران ظلم شده رو بگیرم و نظرم نظر حکومتی باشه تا برش داشته باشه. ولی الان این طور نیست. مثلا" الان نمیتونم بگم وزیر بهداشت! چرا درمان ایثارگران اینطوری شده میگه خودت وظایفت رو درست انجام میدی؟مثلا همین مسئله حقوق؛ به فلانی میگم شما که 700 – 800 هزار نفر رو حقوق میدی حقوق بنیاد شهید را هم بده. مثلا میگیم فلانی کارمند فلان اداره هست، اگر بیمه اش کردی بیمه تکمیلی هم بکن. میخوام بنیاد این طور بشه که حق همه ایثارگران در ادارات و ارگان ها رو بگیره. اما الان خود بنیاد هم درگیر خودش شده. خود آقا فرمودند به وزیر آموزش و پرورش که موظف هست بر اساس سیاست های بنیاد عمل بکنه ولی الان اینطوریه؟ نه نیست . مثلا" آموزش و پرورش میگه بچه های مدارس شاهد نیازی به فوق برنامه ندارن.فاش : اتفاقا الان بیشتر مدارس شاهد تبدیل به مدرسه بچه های فرهنگی ها شده.زریبافان : اتفاقا" الان اینطوری شده که ما قدرتی نداریم که بتونیم جلوی برخی از این تبعیض ها و ظلم هایی که به ایثارگران می شود را بگیریم.فاش : یکی از ضعف هایی که به مدیریت شما وارد شده این هست که ضعف نظارت دارید.زریبافان : اتفاقا" در هیچ دوره ای بنیاد مثل دوره من به وزارت علوم و آموزش و پرورش تشر نزده بابت رعایت نکردن حقوق ایثارگران. و الانم آموزش و پرورش یه تجربه بیست و اندی ساله داره و اون موقع که تبصره کردن و کل مدارس رو به اون ها سپردند باید فکرش رو می کردند. الان اهرم نظارتی در اختیار من نیسیت. زمان قبل از من هر کاری که برای بچه های شاهد میکردن میومدن پولش رو از بنیاد می گرفتند. اما من اومدم قاون رو نشونشون دادم و گفتم شما باید ردیف بودجه مشخص کنید و هزینه اش رو خودتون باید انجام بدید. بنیاد باید برای کارهای ویژه فرهنگی سرمایه گذاری کنه و با این ها درگیر شدم و کلی حرف زدم.فاش : بسیاری از دانشجویان شاهد و ایثارگر که الان دانشگاه قبول شدند و با استناد به قانون باید وزارت علوم این ها رو رایگان پوشش بدهد یا بخشی از هزینه هاشون رو بده ولی زیر بار نمیره.زریبافان : بزارید روشن کنم. قبل از من حدود 20 تا 50 درصد از شهریه بچه ها رو وزارت علوم پرداخت می کرد و تنها زمانی که صد درصد از شهریه بچه ها در دانشگاه آزاد و غیردولتی پرداخت شده سال های 89 و 90 و حدودی از 91 بوده. پس نگویید عمل نشده یا نظارت نشده. اومدن گفتن دانشگاه های دولتی مجانی ولی غیردولتی مبلغی پرداخت بشه. حالا برخی دانشگاه ها مثل پیام نور و علمی کاربردی . چون دارای مدیریت خصوصی هستند ولی قانون این ها رو دولتی در نظر گرفته بود و الانم بچه ها بدون شهریه در این دانشگاه ها ثبت نام کرده اند.فاش : خب قضیه این پردیس های دانشگا ه ها چی میشه، این ها رو هم باید طبق قانون، وزارت علوم بده؟زریبافان : منظور از رایگان بودن اینه که طرف آزمون داده باشه و از اون طریق وارد دانشگاه شده باشه. ولی طرف که رفته پردیس و باید ترمی 5-6 میلیون بده، نمی تونم که شهریه 10 تا بچه ی شاهد رو بخاطر یه نفر قطع یا کم کنم. این ها هم اصلا" دولتی محسوب نمیشن. تازه در این چند مدت هم میانگین نمرات بچه های ایثارگر بیشتر شده و هم تعداد مشروطی ها کم تر شده که نشون دهنده پیشرفت بچه های شاهد و ایثارگر هست. قبلا" بنیاد برای هر کاری که برای بچه های ایثارگر انجام می داد می اومد پول می گرفت ولی الان نمیان. خب این ها از نظارت خوب بر وضعیت بچه ها ست. تعداد اعضای هیات علمی هامون بیشتر شده، تازه آن هم با نمرات بالا.
یا اعضای اندوخته شاهد ببینید قبلا" چقدر بچه های شاهد استخدام بودند و الان بیشتر شده. این ها همگی موفقیت هستش و متاسفانه رسانه ای نکردیم. همین مسئله دانشگاه ها؛ یه روزی وزیر علوم آمد و جلسه ای گذاشت و تمامی مسئولین شاهدش رو دعوت کردو منم آمدم از روی قانونی که شورای انقلاب فرهنگی تصویب کرده بود و امضای رییس جمهور پای آن بود خواندم ولی همگی اعتراض کردند که تو می خواهی جو رو بهم بزنی و اخلال ایجاد کنی و من هم گفتم من فقط قانون رو براتون خوندم، از خودم که نظر ندادم. قانون هم این بود که وزارت علوم و آموزش و پرورش باید ردیف بودجه ای اختصاص بدن به بچه های شاهد برای آموزش و ارتقاء سطح علمی. هیچ جا نگفته بنیاد باید به شما پول بده. پس سطح نظارتی ما کمتر که نه بلکه بیشتر شده است. ما هم به نوعی میراث خور گذشتگان هستیم. اگر بچه شهید در دانشگاه به مشکل برخورده تنها مقصر من هستم؟ من باید سعی کنم وضعیتشون رو کمی بهتر کنم. من در حد مدیریتی خودم سعی می کنم یه تکانی به وضعیت بچه های ایثارگر و شاهد بدم نه اینکه بتونم معدل 10 رو بکنمش20. هنر کنم کمکش کنم تا 11 برسه. اگر تونستم به این وضعیت برسه مدیر موفقی هستم. انتقاد این بود که چرا وضعیت بچه های شهید اینجوریه. منم گفتم الان بچه های شهید چند سالشونه؟ گفتن 25-30 سال. گفتم اون موقع که 17-18 سالش بود مدیریت آن زمان بنیاد چه کاری براشون انجام داده که الان اوضاع اینجوری شده؟! وظیفه من این هست که الان اگر بچه شهید یه خورده کج رفت من برم راستش کنم.اگر همین هم بتونم انجام بدم مدیر موفقی بودم.اگر میبینید که جانباز الان ناراضی هست بیشتر بخاطر مسائل جسمانی است که حاد و بیشتر شده و اگر این وضعیت جسمی شون نبود اصلا" این نارضایتی ها وجود نداشت. اما این ها اصلا" برای من مهم نیست. برای من دعای خیر یک فرزند جانباز یا شهید ارزش داره. هفته پیش یک دختر شهید از مشهد زنگ زده بود و فقط گفت من زنگ زدم که بگم فقط میخوام برات دعا کنم. گفتم چرا؟ گفت: من مریض بودم و مونده بودم چکار بکنم. رفتم یکی از بچه های شهدا گفت که بنیاد بیمه ات نکرده و منم رفتم دیدم دفترچه ام آماده است. رفتم برای درمان دیدم 4 -5 میلیون خرجم شده و گفت دعا می کنم که این شرایط درمانی فراهم شده. اما الان اگر یک جانباز اعتراضی نسبت به شرایطش داشته باشه به حساب من میزارن. مثلا پدر و مادر شهید در روستا برای درمان باید می اومدن شهر و برای هر هزینه ای که کردن فاکتور میگرفتن و می آمدن بنیاد و پولش رو می گرفتند.این همان صندوقی هست که آقای رحماندوست می گوید باید احیا شود. این کار غیر شفاف است. چون یه قلکی درست شده بود که هیچ نظارتی هم روش نبود. چون هدف اصلی هم کمک مالی بود، حسابرس هم نمی تونه واکاوی کنه و پیش خودش میگه خب این کمک بوده. اما الان دفترچه فراگیر شده و سازمان دهی بهتری پیدا کرده. حالا این کارها قوته یا ضعف؟ بعضی ها راهشو یاد گرفته بودند و تا الان 100 میلیون پول دارو گرفتن. مدام می رفته داروخانه و نسخه و فاکتور و از این صندوق بهش پول می دادند. الان سازمان دهی شده توسط دفترچه ها، و میزان دریافتی و کمکی به هر فرد مشخصه ولی مال صندوق به این صورت منظم و قابل حسابرسی نبوده. خب حالا روش قبلی خوب بوده که پول رو یه عده خاص استفاده می کردند یا الان که پول و کمک بین ایثارگران تقسیم شده؟ اولین مدعی ما نیروهای مسلح بود در بحث درمان اما الان بهترین خدمات درمانی مربوط به نیروهای مسلح شده درحالیکه اولین جایی که در مقابل ما مقاومت کرد نیروهای مسلح بود. بیشترین شکایت و اعتراضات هم جانبازان شاغل در نیروهای مسلح داشتند که الان دیگه اینطور نیست. الان فقط جانبازان فرهنگی یه مقدار اعتراض دارن که مقداریش هم به بیمه طلایی نکردن اونها مربوط میشه. بالاخره با صحبت ها و جلسات تونستیم تا حدودی رضایت جانبازان شاغل در نیروهای مسلح رو جلب کنیم.
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم تیر ۱۳۹۲ ساعت 3:20 توسط حاج نامدار سليماني وركي
|